تبليغاتX
حمایت از اصلاحات و میرحسین
تصـــــــوير تصادفي
منوي کاربري

Make Your HomePage    Send Email To Admin    Add to Favorites

پيغام مدير : "به اميد پيروزي و فردايي سبز"

با تشکر   

دوستان
چت بامديـــــر
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين وبلاگ

بايگاني مطالب
نظرسنجي

     

 
 
شجاعت قابل ستایش میرحسین

 

سهراب سهرابی

 

گشودن راه ارتباط با مردم و تزریق دنیایی از امید در مردم، بسیار بیشتر از خود پیام مصاحبه میرحسین، ارزشمند و قابل تقدیراست. همه سبزها می دانند که چه فشار سنگین و چه نوع تهدیداتی در این مدت متوجه میرحسین بوده تا وی چنین اقدامی را انجام ندهد.

اما میرحسین یک سبز است و سبزها به دنیا نشان داده اند که آماده اند با تمام وجود به استقبال هر خطری بروند تا بتوانند میهن خویش را آزاد و آباد ببینند. سران انقلاب 57 هر اندازه از احساسات مردم استفاده می کردند، در مقابل، سران جنبش سبز، شعور مردم را هدف قرار داده اند و روشن است که عاقبت یک انقلاب احساسی چه بود و سرانجام یک جنبش عقلانی چه خواهد بود.

تأکید میرحسین بر ایجاد و گسترش و تقویت "شبکه های اجتماعی" بعنوان هسته های مبارزاتی، حاکی از شناخت دقیق او از ظرفیت های رهبری کنونی جنبش سبز و مخاطرات موجود در این مسیر است. انتقال رهبری جنبش به اعضای آن نشان دهنده اخلاص و بی توقع بودن رهبران جنبش سبز از این حرکت مردمی است.. میرحسین می توانست براحتی از کشور خارج شده و در مکانی امن و با برخورداری از هزاران شبکه خبری و پوشش رادیو تلویزیونی، مطبوعاتی و اینترنتی، رهبری فعال جنبش سبز را بر عهده گرفته و آنرا هدایت کند. در این شرایط میرحسین بدل به یک بت جدید شده و تمامیت رهبری جنبش را بخود اختصاص داده و نهضت مردم را به شخص خود وابسته می کرد. قطعاً در این حالت، در فردای پیروزی جنبش، میرحسین تنها رهبر بلامنازع و قدرتمندی بود که هیچ تصمیمی بدون وی اعتباری نمی یافت.

میرحسین بجای تمرین رهبری، به همه مردم ایران رهبر شدن را آموزش می دهد.. برای مردم ایران که همواره عادت به وجود قهرمانان و افراد منجی داشته اند تا بتوانند تحولی را در سرنوشت خود ایجاد نمایند، تمرین بسیار سختی است که این راه دشوار را بدون وجود یک "نجات بخش" بپیمایند، ولی آزادی و دموکراسی واقعی هنگامی حاصل می گردد که "عقل جمعی" وارد صحنه شود. امید به ظهور "نجات‌بخش" و "قهرمان" چیزی است که خرد جمعی جامعه را به چالش می‌کشد.

 دموکراسی، درواقع، پذیرش اهمیت و کارکرد "عقل جمعی" است. دموکراسی زمینه حاکمیت عقل جمعی را فراهم می کند، زیرا بر اساس نظریه دموکراسی، احتمال اشتباه عقل جمعی بسیار کمتر نسبت به عقل فردی است. نمی‌توان با یک آرمان‌گرایی فردی، یک جامعه واقعی را اداره کرد. امید به ظهور "نجات ‌بخش" و "قهرمان" چیزی است که خرد جمعی جامعه را به چالش می ‌کشد.

فرانسیس گالتون،‌ دانشمند انگلیسی، در تحقیقات علمی خود اثبات نمود که در شرایط مناسب، جوامع به‌شكلی خارق ‌العاده باهوشند، و هوش جامعه از هوش باهوش‌ترین افراد جامعه بیشتر است، و حتا اگر بیشتر افراد عضو جامعه، از هوش بالایی برخوردار نباشند، تصمیم كلی آن جامعه، خردمندانه خواهد بود.

اصالت دادن به "عقل جمعی" در جنبش سبز، دقیقاً بر خلاف روال حاکم کنونی است که "عقل جمعی" را عوامانه دانسته و "عقل خواص" را تبلیغ می کند. در مدل کنونی، توده مردم عوام، و فاقد قوه درک و استنباط بوده و نیازمند رهبری نخبگان و خبرگان هستند و این خبرگان وظیفه دارند تا مردم عوام و ناآگاه را رهبری نموده و بر اساس همین قاعده، خود این خبرگان نیز نیاز به یک مرشد اعظم و عقل کل دارند که "فصل الخطاب" بوده و حرف آخر را بزند و تصمیمات مهم را بگیرد. اتحاد جماهیر شوروی نیز عیناً از همین مدل پیروی می کرد و تعداد قلیل اعضای حزب کمونیست، رهبران 300 میلیون عوام شوروی بوده و در رأس آنها نیز دفتر سیاسی (پولیت بوروی) حزب کمونیست بود که در جایگاه خبرگان انجام وظیفه می نمود و همین جمع بسیار هوشمند! دبیرکل حزب و رهبر شوروی را انتخاب می کردند تا در نقش عقل کل، تصمیمات حیاتی و استراتژیک را بگیرد.

در جوامع غربی، دموکراسی، آزادی انسان، برابری و عدالت اصالت داشته و رؤسای جمهور نقش نمادین داشته و قدرت اصلی در دست شوراها و پارلمانهای فدرال است و تصمیمات مهم سیاسی، از جامعه به رهبران منتقل شده و احزاب سیاسی وابستگی شدید به آرای مردم داشته و بهمین دلیل ناچار از تبعیت از "عقل جمعی" هستند. سرنوشت شوروی و مقایسه آن با وضعیت کشورهای اروپایی عبرت آموز است.

ظهور میرحسین بر پهنه اینترنت، آنهم در آستانه 13 آبان، پیام بسیار مهمی برای مردم داشت که تنها راه رسیدن به آزادی، فداکاری و هزینه دادن است. میرحسین به سهم خود این فداکاری را نشان داد. مردم هم بسیار روشن و رسا، با حضور در راهپیمائی روز قدس،  فداکاری خود را اثبات نموده و نشان داده اند که از هزینه دادن ابایی ندارند. پس از این راهپیمائی سرنوشت ساز، حکومت به این نتیجه رسید که جنبش سبز تازه متولد شده و تمام نشدنی است، ولی متأسفانه بجای احترام گذاشتن به خواست مردم، بدنبال تجدید سازماندهی و تغییر آرایش با هدف مقابله با مردم رفته اند. در استراتژی جدید حکومت، مماشات با کشورهای خارجی ولو با دادن امتیازات، و ایجاد فضای مناسب برای سرکوب اعتراضات، اصل قرار گرفته و جابجائی های انجام گرفته و تاکتیکهای تشکیلاتی جدید، همه در این مسیر قرار دارند.

احکام خشن و ناعادلانه زندان و اعدام، بمنظور ترور روانی مردم صورت می گیرد و اقدامات وحشت آفرین دیگری نیز در دستور کار قرار دارد، در حالیکه حکومت باید از چند ماه گذشته این تجربه را بدست آورده باشد که تهدیدها و ارعاب ها اثری بر اراده مردم ندارد.

ایرانیان برای رسیدن به آزادی متحد شده اند و شانه به شانه یکدیگر، آرام و مطمئن، در حال پیمودن راه خود هستند و دست از اعتراضات برنخواهند داشت. 13 آبان نشان خواهد داد که جنبش سبز تا چه اندازه گام به جلو برداشته و منسجم تر شده است

منبع : جنبش راه سبز

[+] نوشته شده توسط اندیشه ی سبز در 18:31 | |

      تولدت مبارک میرحسین عزیز

سلام ...

بعد از روزها دوباره اومدم به وبلاگ سری زدم ... تو این روزها اتفاقاتی افتاد که نتونستم بیام .

از امروز دوباره شروع می کنم ... امروز روز خوشحالیه . امیدوارم این روز را هر ساله جشن بگیریم.

نمی دونم چی باید بگم . ففط از ته دل سبزم می گم :

« مير حسين عزيز در آستانه 68 سالگي ات؛ ايستادگي و آزادي ات را مي ستاييم » 

 تولدت مبارک

 

 

زندگینامه

میرحسین موسوی خامنه (۷ مهر ۱۳۲۰ در خامنه) سیاست‌مدار، نقاش و معمار اهل ایران است. او پنجمین و آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ بود. او پس از درگذشت روح‌الله خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران، با تغییر قانون اساسی و حذف پست نخست‌وزیری، از فعالیت‌های اجرایی کناره گرفت. او در سال ۱۳۷۷ فرهنگستان هنر را تأسیس کرد و به ریاست آن انتخاب شد. وی عمده فعالیت خود را در این نهاد متمرکز کرد.[۱]

موسوی در سال ۱۳۴۸ از دانشگاه ملی (شهید بهشتی کنونی) در رشته مهندسی معماری و شهرسازی، مدرک کارشناسی ارشد دریافت کرد و از سال ۱۳۶۳ تاکنون عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی است. از سال ۱۳۶۸، به تدریس در دانشگاه تربیت مدرس پرداخت و هم‌زمان به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شد.[۲]

میرحسین موسوی خامنه (۷ مهر ۱۳۲۰ در خامنه) سیاست‌مدار، نقاش و معمار اهل ایران است. او پنجمین و آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ بود. او پس از درگذشت روح‌الله خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران، با تغییر قانون اساسی و حذف پست نخست‌وزیری، از فعالیت‌های اجرایی کناره گرفت. او در سال ۱۳۷۷ فرهنگستان هنر را تأسیس کرد و به ریاست آن انتخاب شد. وی عمده فعالیت خود را در این نهاد متمرکز کرد.[۱]

موسوی در سال ۱۳۴۸ از دانشگاه ملی (شهید بهشتی کنونی) در رشته مهندسی معماری و شهرسازی، مدرک کارشناسی ارشد دریافت کرد و از سال ۱۳۶۳ تاکنون عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی است. از سال ۱۳۶۸، به تدریس در دانشگاه تربیت مدرس پرداخت و هم‌زمان به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شد.[۲]

دیگر پست‌های او در گذشته وزیر امور خارجه در دولت محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی (سال ۱۳۶۰)، عضویت شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، سردبیری روزنامه جمهوری اسلامی و ریاست ستاد انقلاب فرهنگی بوده‌اند. وی به زبان‌های انگلیسی و عربی و ترکی نیز تسلط دارد.[۳]

دیگر پست‌های او در گذشته وزیر امور خارجه در دولت محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی (سال ۱۳۶۰)، عضویت شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، سردبیری روزنامه جمهوری اسلامی و ریاست ستاد انقلاب فرهنگی بوده‌اند. وی به زبان‌های انگلیسی و عربی و ترکی نیز تسلط دارد.[۳]

 

برای دیدن ادامه زندگینامه اینجا کلیک کنید

[+] نوشته شده توسط اندیشه ی سبز در 13:13 | |

     

 

مهدی کروبی، روحانی اصلاح طلبی که میگوید :

 

” من تنها با مرگ ساکت می شوم “

 

ماری کلود دکامپ در مقاله مفصل خود که در تاریخ 22 آگوست در لوموند نوشته است ، به تشریح سوابق و

محبوبیت مهدی کروبی ، همچنین اعمال خاص و شجاعانه او به عنوان یک روحانی که برای اولین بار صورت

گرفته میپردازد و مقاله خود را با این تیتر آغاز میکند :

مهدی کروبی، یک روحانی غیر متعارف ”

 

لوموند در ارتباط با تهدید های آیت الله جنتی در نماز جمعۀ تهران مینویسد : جنتی درخواست خود را مبنی بر دستگیری سران اصلاحات بیشتر از روی خشم خود نسبت به شجاعت مهدی کروبی در افشای شکنجه ها و تجاوزها در زندانهای ایران بیان کرد .

 مهدی کروبی که بعد از موسوی به لحاظ تعداد رای قرار داشت ، خود انتظار پیروزی نداشت ولی از همان اول به صورت شجاعانه ای به مبارزه با بی عدالتی و افشای آن برخواست ، آنچنانکه حال به چهره محبوب و نماد شهامت برای جوانان معترض ایران بدل گشته است .

 “ماری کلود دکامپ” در این مقاله اول به مشخصات ظاهری کروبی اشاره میکند : ریشهای سفید و مرتب ، عمامه سفید ، چشمان ریز پشت عینک و زبانی افشا کننده و بعد به معرفی سوابق کروبی ، نزدیکی وی به آیت الله خمینی   و ریاستش بر مجلس ایران و بنیاد شهدای چنگ ایران و عراق می پردازد  و سرنوشت او را که در 72 سالگی به زندان تهدید شده است، عجیب توصیف می کند.

 خبرنگار لوموند، سپس به شرکت مهدی کروبی در انتخابات ریاست جمهوری سال 2005 در برابر احمدی نژاد  اشاره می کند و می نویسد، او اولین کسی بود که این انتخابات را تقلبی و حاصل کار بسیج دانست و از همان زمان در موضع انتقادی نسبت به عملکرد سیاسی، اقتصادی احمدی نژاد باقی ماند.

 نویسنده از اینجا به دورۀ انتخابات اخیر ریاست جمهوری می رسد و از حضور پررنگ کروبی در ردیف دوم، پس از میرحسین موسوی، می نویسد و شرح می دهد که چگونه  با سرسختی که نویسنده  آن را به خصوصیت لرستانی او نسبت می دهد، در مقابل همۀ فشارها شجاعانه ایستاده است وبا غیر قانونی خواندن ریاست جمهوری احمدی نژاد، به افشاگری علیه شکنجه و تجاوز در زندان، پرداخته است. امری که باعث شده تا از تریبون نماز جمعه و مطبوعات رسمی، خواستار برخورد شدید با او شده اند.

 ماری کلود دکامپ در آخر به مسائلی همچون تحت تعقیب بودن وزیر دفاع پیشنهادی احمدی نژاد از سوی اینترپل ، وضیعت اسفناک بازداشتی ها و نامعلوم بودن سرنوشت آنان و کشته شدگان ، دستگیری 4000 نفر تا کنون ، اعلام وجود جبهه ای تازه برای حرکات اعتراضی توسط موسوی و پیوستن آقای خاتمی و مهدی کروبی به آن اشاره میکند.

لوموند برای سومین بار در این مقاله به شهامت باورنکردنی کروبی اشاره میکند و مینویسد ، کروبی در این سن و  سابقه مسلما دیگر تشنه ثروت و قدرت نیست به همین خاطر است که ایستادگی او تا مرز جانش از سوی ایرانیهاقابل تقدیر شده است .

 از سوی دیگر اکثر اصولگرایانی که در رأس  قدرتند بر خلاف مردم به هر شکلی عصبانیت خود را که ناشی از دسپاچه گیست ابراز داشتند تا جائی که کروبی را خائن و سزاوار زندان و شلاق دانسته اند ، افرادی همچون لاریجانی ، جنتی و سازمانهایی مانند برگزاری نمازهای جمعه و تلویزیون که لوموند از آن با نام ” تلویزیون سپاه پاسداران” یاد کرده است .

 مقاله ماری کلود دکامپ در لوموند  با این پاسخ کروبی پایان می یابد :

 

من تنها با مرگ ساکت می شوم”

 

[+] نوشته شده توسط اندیشه ی سبز در 11:45 | |

     

 

کروبی برای ارائه مستندات تجاوز در بازداشتگاها اعلام آمادگی کرد

مهدی کروبی در نامه‌ای خطاب به رئیس مجلس شورای اسلامی از ایشان خواست تا جلسه‌ای با حضور سران سه قوه و مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان رهبری و دادستان کل کشورتشکیل دهد تا ایشان مستندات خود را مورد شکنجه و آزار جنسی بازداشت شدگان را ارائه دهد

  

لحظه نیوز:

مهدی کروبی در نامه‌ای خطاب به رئیس مجلس شورای اسلامی از ایشان خواست تا جلسه‌ای با حضور سران سه قوه و مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس خبرگان رهبری و دادستان کل کشورتشکیل دهد تا ایشان مستندات خود را مورد شکنجه و آزار جنسی بازداشت شدگان را ارائه دهد.
مهدی کروبی اهانت‌ها، تهمت‌ها و دروغ پراکنی‌ها را شنید و حملات را به جان خرید ولی از پای ننشست و همان گونه که گفته بود ایستاده و خواهد ایستاد.

به گزارش لحظه نیوز،متن کامل نامه کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی خطاب به علی لاریجانی ریاست مجلس شورای اسلامی با این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
حضور محترم مجلس شورای اسلامی
جناب آقای لاریجانی
سلام علیکم، چنان که استحضار دارید در انتخابات دهمین دور ریاست جمهوری اسلامی ایران با حضور کم سابقه و شکوهمند مردم حماسه جاودانه‌ای آفریده شد که در صورت تدبیر صحیح مسئولین امر می‌توانست سرمایه پایان ناپذیری برای نظام جمهوری اسلامی ایران باشد و مضافاً برای تامین مشروعیت سیاسی نظام جایگاه جهانی استورای را برای آن تدارک نماید. متاسفانه با سوء تدبیر مسئولین مربوطه و برخورد خشن با راهپیمایهای آرام میلیونی مردم و ضرب و جرح گروه کثیری از آنان و قتل برخی و حبس و زندان گروه دیگری و تحمیل برچسب نادرست انقلاب مخملی بر حرکت اعتراضی آرام مردم، یک دودستگی عمیق در سطح ملی به وجود آمد که جای بسی تاسف است.

از فردای روز 22 خرداد تا کنون اینجانب با موضع‌گیری‌ها و صدور بیانیه‌ها و نامه‌های متعدد خطاب به مردم و شماری از مقامات از رئیس قوه قضاییه گرفته تا وزیر اطلاعات و دیگران بر این صدد بودم ضمن کمک به شفاف سازی قضایا در رابطه با انتخابات و دفاع از حقوق مردم به رفع کدورت و ایجاد انسجام و تفاهم ملی کمک نمایم متاسفانه چندان پاسخ مناسبی دریافت ننموده‌ام و مسئولین انتظامی و شبه نظامی و امنیتی کشور هر روز بر سخت گیری‌ها و عدم تفاهم خود پافشاری نموده‌اند.

تا اینکه در اواخر گزارشهای مستندی دریافت نمودم دال بر اینکه مضافاً بر آزار بدنی و جسمی، زندانیان مورد آزار جنسی نیز واقع شده‌اند. و آن را در نامه‌ای خطاب به ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام منتقل نموده و از ایشان خواستم با توجه به نفوذی که در مجموع حاکمیت دارند به صورت دقیق به بررسی این موضوع بپردازند تا اگر چنین خطای نابخشودنی انجام گرفته به شناسایی و مجازات قانونی آمرین و مباشرین جرم پرداخته شود و اگر واقعیت ندارد همه ما بالاتفاق به افکار عمومی اعلام نمائیم که چنین چیزی وجود نداشته است تا دامن پاک همه مسئولان و نظام جمهوری اسلامی از این تهمت مبرا شود. لیکن متاسفانه آنان که فضای کشور را همیشه آشفته می‌طلبند نه تنها به بررسی عادلانه و بیطرفانه این مسئله تن در ندادند بلکه آن را مایه هجمه دیگران بر اینجانب قرار داده و اذهان را مشوش ساختند. و از اینجا معلوم شد که چیزهایی وجود دارد که اینان می‌خواهند با این هیاهو آن را مخفی نگه دارند.

در این میان از تریبون مقدس نمازهای جمعه به هجو و هتک حرمت‌هایی نسبت به من پرداخته و پرده دری ها نمودند که از ساحت یک مسلمان ساده و معمولی به دور است تا چه رسد به خطیبان نماز جمعه. در این بین علی‌الخصوص خطیب جمعه تهران پا را فراتر از حریم شرع و قانونی گذاشت. و رسانه ملی به گونه‌ای دیگر به تشویش اذهان پرداخته که بدینواسطه مردم و من کاملاً مظلوم واقع شدیم. بنابراین با توجه به اینکه طبق فرمایش حضرت امام راحل (ره) "مجلس در راس امور است" و در واقع خانه ملت می‌باشد و با توجه به اینکه شما به بسیاری از مسائل واقفید از شما تقاضا دارم جلسه‌ای تشکیل بدهید متشکل از سران سه قوه و ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس مجلس خبرگان و با حضور دادستان کل کشور جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای دری (با تو به اینکه ریاست محترم قبلی قوه قضاییه ایشان را مسئول ارتباط با اینجانب نموده بودند) و اگر مصلحت دانستید نماینده‌ای از کمیته حقیقت یاب مجلس محترم نیز تعیین نمایید تا در حضور آنان بنده مطالب و مستندات خودم را حضوراً راجع به موضوع آزار جنسی در برخی از بازداشت‌گاه‌ها به عرض برسانم. تا با استماع مطلب مستند من توسط عزیزان مسئول معلوم شود آیا من به هتک حرمت و آبروریزی نظام اسلامی پرداخته‌ام یا آنان که از تریبون مقدس نماز جمعه مسئولین قضایی و امنیتی را به برخورد بی‌رحمانه نسبت به مردم معترض فرا می‌خوانند، همان نماز جمعه‌ای که حضرت امام راحل قدس سره فقیه و زاهد وارسته‌ای همچون ابوذر زمان مرحوم آیت الله طالقانی را بر امامت آن گذاشتند، مردی که مبارزات ضد ظلم خود را در برابر رضاخان پهلوی شروع نموده و با رنج و مرارت تمام در دوران 37 ساله پسرش محمد رضا ادامه داد. منتظر اقدام مصلحانه و سریع آن جناب هستم.

والسلام علیکم و علی من اتبع الهدی
مهدی کروبی
٢٨/٥/١٣٨٨

[+] نوشته شده توسط اندیشه ی سبز در 11:35 | |

     

 

یک قرص قبل از هر بازجویی


در حالیکه مقامات ریز و درشت جمهوری اسلامی به همراه ائمه جماعات شهرهای مختلف کشور دست به دست هم داده اند تا وجود هر گونه تجاوز و آزار جنسی و شکنجه ای را در زندان های ایران تکذیب کنند، برخی اخبار از شکنجه های وحشتناکی حکایت دارد که در بند 2 الف سپاه بر زندانیان می گذرد. اخباری که از شکنجه های فیزیکی و روحی بر زندانیان پرده بر میدارد؛ آن هم در حالیکه به بیشتر زندانیان قرص هایی داده شد که کنترل گفتار و رفتار خود را از دست می دهند.

یک منبع به روز گزارش داد که قبل از جلسات بازجویی زندانیان سیاسی، به هر یک از آنها قرصی خورانده می شود که کنترل گفتار و اعمال خود را از دست می دهند اما در ظاهر به نظر نمی رسد که کنترلی بر خود ندارند.

پیش از این محمد علی ابطحی در دیدار با خانواده اش از قرصی سخن گفته بود که به او می دهند و او را از حالت عادی خارج می کند و اکنون خانواده این چهره اصلاح طلب زندانی به شدت تحت فشارند تا این موضوع را تکذیب کنند. آنها حتی تهدید شده اند که در صورت عدم تکذیب خبر قرص ها، ابطحی در زندان تحت فشار مضاعفی قرار خواهد گرفت.
این منبع به روز می گوید: کسانی که  حاضر به خوردن این قرص ها نمی شوند، پس از ضرب و شتم آنها با کابل وشلاق، قرص را به زور به خورد آنها می دهند و تمام اعترافات صورت گرفته پس از مصرف این قرص ها بوده است.
بر اساس این گزارش وقتی اثر قرص ها از بین میرود این افراد به یاد نمی آورند که چه چیزی گفته یا چه چیزی نوشته اند. به گفته این منبع محمد علی ابطحی و محمد عطریان فرمجبور شده بودند، پیش از حضور در دادگاه از این قرص ها بخورند و قبل از حضور در برنامه 20:30 تلویزیون نیز از این قرص ها به آنان خورانده شده بود.
احمد زید آبادی و دیگر فعالان سیاسی زندانی نیز قبل از حضور در دادگاه مجبور به خوردن این قرص ها شده اند.
این منبع موثق می افزاید: بر اثر استفاده از این قرص ها و شکنجه های جسمی که با ضربات کابل و شلاق صورت می گیرد زندانیان را مجبور کرده اند به روابط نامشروعی اعتراف کنند که واقعیت نداشته است.
اعدام تصنعی از دیگر شکنجه هایی است که درباره زندانیان سیاسی و مطبوعاتی اعمال می شود. در همین زمنیه سایت موج آزادی خبر داده که حکم اعدام دروغین به هنگامه شهیدی که در بند 209 اوین، زندانی است ابلاغ شده و این روزنامه نگار را تا پای چوبه دار برده و طناب دار را گردن او انداخته اند.
این سایت همچنین به نقل از یک نماینده مجلس گزارش داده یکی از زندانیان زن در اوین که پیش از این در کهریزک زندانی بوده است به کمیته ویژه مجلس گفته است: در کهریزک، در حالی که مرا کاملا عریان کرده بودند، از من خواستند وارد یک بشکه آب شوم، سپس بارها در آن بشکه به من شوک الکتریکی وارد کردند، به طوری که تمام چهار ستون تنم می‌لرزید.

[+] نوشته شده توسط اندیشه ی سبز در 23:23 | |

     

 

گفت و گو با شهرام رفیع‌زاده و رمضان حاجی‌مشهدی


ادعای کروبی «باورپذیرتر» از تکذیب لاریجانی


در هفته‌ای که گذشت، آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با محافظان بیت رهبری و خانواده‌هایشان بدون آن‌که از فرد خاصی نام ببرد، به سخنان خارج از وقت برخی از خواص اشاره کرد و آن‌ها را متهم به بی‌بصیرتی نمود. بعضی از تحلیل‌گران معتقدند که این سخن در درجه‌ی اول متوجه مهدی کروبی است که انعکاس نامه‌اش به هاشمی رفسنجانی، بخش‌هایی از نظام قضایی را با اتهامات سنگینی روبه‌رو ساخته است.
به علاوه، علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی گفت که مدارکی دال بر تجاوز به بازداشت‌شدگان در کهریزک و اوین پیدا نشده است و از کروبی خواست در صورتی که شواهد و مستنداتی مبنی بر آزار و تجاوز جنسی بازداشت‌شدگان در اختیار دارد، به مجلس شورای اسلامی ارائه کند. وی هم‌چنین با انتقاد از کروبی هشدار داد که مراقب باشد و در شرایط غبارآلود افکار عمومی، ادعایی را قبل از تحقیق، آن هم تحقیق کافی، به ثبت رسانه‌ها نرساند که دست‌آویز بیگانگان نشود.
اما مجید انصاری نماینده‌ی سابق مجلس و عضو مجمع روحانیون مبارز و از کسانی که با بیت رهبری رابطه‌ای نزدیک دارد، گفت که مدارک برخورد غیر قانونی با زندانیان در اختیار مقام‌های ارشد کشور است. در همین رابطه نظر شهرام رفیع‌زاده تحلیل‌گر و کارشناس سیاسی حاضر در کانادا را جویا شدم که سال‌هاست پرونده‌های قضایی را زیر نظر دارد.

به نظر شما آقای کروبی، با توجه به سابقه‌ای که در نظام دارد و آشنایی که با حوزه‌های مختلف در طول سی سال گذشته داشته است، چگونه ممکن است بیاید و بدون مدارک کافی مسأله‌ای را طرح کند که بخواهد در نهایت به ضررش تمام شود؟
بی‌گمان آقای کروبی با دست خالی نمی‌آید در چنین شرایطی که این قدر تحت فشار است، مسأله‌ای به این بزرگی را که بحث تجاوز و شکنجه‌های جسمی و جنسی به متهمین در بازداشتگاه است، مطرح کند. من فکر می‌کنم که ایشان هم مدارک و مستنداتی دارد که حتماً به وقتش ارائه خواهد کرد.
منتهی آن چیزی که در میان این بحث قابل طرح است، وجود بازداشتگاه‌های مخفی است که در بازداشتگاه‌های مخفی و جاهایی که تحت نظارت هیچ نهادی نیست، هر اتفاقی ممکن است بیفتد و در گذشته هم افتاده است.
ما در بسیاری از این بازداشتگاه ها شاهد کشته شدن آدم‌ها بوده‌ایم. در خود زندان اوین در همین سال‌ها دست کم خانم زهرا کاظمی، آقای اکبر محمدی و آقای میرصیافی (فوت کرده‌اند) که ایشان در زمستان سال گذشته کشته شدند، همه‌ی این‌ها نشان می‌دهد که تخلفات خیلی بزرگی این جاها اتفاق می‌افتد و افکار عمومی، حرف‌ها و ادعاهای آقای کروبی را بیشتر از تکذیب آقای لاریجانی باور می‌کنند.

شهرام رفیع‌زاده، روزنامه‌نگار
مهدی کروبی در طول سال‌های گذشته پیگیر پرونده‌های قضایی بسیاری بوده است و به عنوان یک لابی‌گر به حل و فصل تعداد زیادی از پرونده‌ها کمک کرده است. اما نهایتاً این سؤال پیش می‌آید که آیا فضاسازی موجود علیه کروبی ممکن است منتهی به حذف او یا دادگاهی شدنش شود؟

شهرام رفیع‌زاده معتقد است که کروبی نامه را بسیار هوشمندانه تنظیم کرده است و دادگاهی کردنش بر اساس این نامه بسیار دشوار خواهد بود:
آقای کروبی در نامه‌اش نیامده است بگوید آقا من چنین چیزی کشف کرده‌ام. بلکه نامه‌ای نوشته به رییس مجلس خبرگان رهبری، آقای هاشمی رفسنجانی و در واقع تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر اعلام کرده است که من چنین چیزی شنیده‌ام و شما بروید و این را بررسی کنید.
ایشان در واقع مسأله‌ای را به نقل از دیگران مطرح کرده و خواستار بررسی شده‌اند. بنابراین از نظر قضایی و طبق قوانین موجود، نمی‌توانند برایش پرونده‌ی خاصی بسازند؛ مگر این‌که بخواهند یک کار غیر قانونی بکنند و ایشان را مثلاً به اتهامات دیگری به دادگاه بکشند.
رمضان حاجی مشهدی وکیل دادگستری که مدت کوتاهی است به آمریکا آمده و از نزدیک در ارتباط با پرونده‌های سیاسی بسیاری بوده است، معتقد است که آقای کروبی بی‌گدار به آب نمی‌زند و شاهدان زنده‌ای در اختیار دارد که توانسته در این مرتبه مسأله را طرح کند:
اظهارات آقای کروبی مبتنی بر قول شاهدان زنده‌ای است که خود شاهد آن اعمال ضد انسانی جنایتکارانه بودند. مضافاً این‌که ایشان این اظهارات را مبتنی بر قول افراد مورد وثوق در درون رژیم و حاکمیت دانسته است.
این‌که رئیس مجلس بر خلاف رفتار سیاست ماکیاولی می‌خواهد چنین جنایت هولناکی را انکار کند و اظهار بدارد که گویا در اوین یا در کهریزک شاهد چنین اعمال ضد انسانی و ضد بشری نبوده‌اند، چیزی از حقیقت و هولناکی مسأله کم نمی‌کند.
افراد دیگری هم این روزها در سایت‌ها، در فیس‌بوک و بقیه رسانه‌ها بیان کرده‌اند که چگونه در کهریزک و جاهای دیگر و برخی از بازداشتگاه‌های بی‌نام و نشان مورد تجاوز واقع شده‌اند.
ریشه‌ی این هم برمی‌گردد به دورانی که زندانیان و قربانیان بعد از انقلاب، خصوصاً در سال‌های سیاه دهه‌ی ۶۰ و ۶۷ ما شاهد چنین تجاوزهایی در زندان اوین و سایر بازداشتگاههای بی‌نام و نشان حکومت بوده‌ایم که چگونه دختران جوان با توجیهات شرعی مورد تجاوز افراد بالادست و زندانبانان و بازجویان خودشان قرار می‌گیرند.
آیا این اطلاعات در مورد برخوردهایی که با زندانیان در دهه ۶۰ می‌شد، جایی ثبت شد که بعدها بشود به آن رسیدگی کرد؟
بله؛ بعضی از قربانیان آن فجایع گزارش‌های خودشان را به بعضی از نهادهای بین‌المللی داده‌اند و در این خصوص فیلم‌هایی هم تهیه شده است که در آن‌جا قربانیان زن شرح زندگی پر از غم و اندوه و عقوبت و ایثارشان را بیان کرده‌اند. در این خصوص تردیدی نمی‌توان داشت که چنین مستندات واقعی و عینی و قانونی وجود دارد.
اما چگونه می‌توان باور کرد که یک طرف درست می‌گوید و طرف دیگر دارد دروغ می‌گوید و فقط از در انکار وارد می‌شود؟
یک دلیل عقلانی وجود دارد. فی‌المثل در قانون مجازات اسلامی هنگامی که صحبت تجاوز به عنف و زنای به عنف وجود دارد، بر اساس ماده‌ای از قانون مجازات اسلامی در هنگام ادعای اکراه و زور و فشار، ادعای کسی که مورد اکراه قرار گرفته است، شنیده می‌شود.
فلسفه‌ی عقلی این مطلب هم این است که زنان به خاطر اهمیتی که به حیثیت خانوادگی و اجتماعی و طبقاتی خودشان می‌دهند، معمولأ چنین اتهام سنگینی را به جان نمی‌خرند و این خودش نشان می‌دهد که اگر این‌ها بخواهند دروغ بگویند، در واقع خودشان و خانواده را رسوا کرده‌اند و خودشان را از هستی ساقط کرده‌اند. مطابق این قاعده‌ی عقلی و حقوقی، قول آن‌ها مبتنی بر صحت تلقی می‌شود.

نیک‌آهنگ کوثر
nikahang@radiozamaneh.com

[+] نوشته شده توسط اندیشه ی سبز در 23:10 | |

     

 

دیدار با میرحسین موسوی


بسوی "راه سبز امید"


جنبش اعتراضی


ابعاد روز افزون پیدا کرده

 

از چند روز قبل از 22 خرداد ستادهای ما با موج عظیمی از تماس‌های مردمی که حاکی از زمینه‌چینی گسترده برای تقلب در انتخابات بود و اطلاعات دقیقی در مورد تحرکات در دست انجام و سناریوهایی که برای روز انتخابات و بعد از آن طراحی شده بود مواجه شد. در روز انتخابات، ما ابتدا فکر کردیم که شاید آنچه شاهد آن هستیم ناشی از سوء تدبیر است. برای همین خود من تلاش کردم با مسئولان کشور تماس بگیرم و همان روز دو بار با رئیس قوه قضائیه، دو بار با دادستان کل کشور، دو بار با رئیس مجلس و چهار بار با بیت رهبری موضوع را مطرح کردم. اخبار نگران کننده انباشته می‌شد تا اینکه از عصر روز 22 خرداد، حمله به ستادهای انتخاباتی اینجانب آغاز شد و سپس به ستاد مرکزی و سایر ستادها در سطح کشور گسترش یافت و مشخص شد که طرح و برنامه‌ای برای تقلب در انتخابات وجود دارد. همه‌ی ما به انقلاب علاقه داریم. ما به نهادهایی چون بسیج و سپاه علاقه داریم، چون فکر می‌کنیم بسیج برای مقابله با دشمن است و سپاه برای آن ایجاد شده تا در مقابل دشمنان بایستد. آیا صف کردن سپاه و بسیج در مقابل مردم، لطمه به افتخارات آنان نیست؟ ما می‌گوییم به جای آنکه جمعیت‌های میلیونی مردم را متهم کنید، برای یافتن متهمان اصلی در بین کسانی بگردید که با کارگردانی و صحنه‌گردانی جنگ مسموم تبلیغاتی، اعتماد و آرامش مردم را هدف گرفتند و با تحلیل‌های مالیخوالیایی خود به دشمن خدمت می‌کنند. یقینا جریاناتی که در طول این دو ماه در صدا وسیما و همچنین در روزنامه کیهان با مردم می‌جنگیدند، تأمین کننده‌ی منافع و در طول سیاست‌های آمریکا و انگلیس هستند.

اخباری که متاسفانه به تواتر رسیده است، اگر درست باشد، جا دارد انسان سر زیر خاک کند. آیا این نحوه‌ی برخورد با مردمی که با شعار الله اکبر به صحنه آمده‌اند، به نفع کشور است؟! به نظر من این‌گونه عمل کردن، موضوع را بغرنج‌تر می‌کند و راه‌حل آن را از دسترس دورتر می‌برد و زمینه‌ی بدبینی و اعتراضات را وسعت می‌بخشد.

میرحسین موسوی با اعضای جامعه پزشکی دیدار کرد. این دیدار پنجشنبه شب انجام شد که خلاصه خبر آن در پیک نت نیز انتشار یافت. دیدار در محل انجمن اسلامی جامعه‌ی پزشکی ایران صورت گرفت. مهندس میرحسین موسوی در دیدار گزارشی از آنچه پیش و پس از انتخابات گذشت داد و اضافه کرد:

آنچه موجب پیدایش جنبش اعتراضی مردم و ابعاد روزافزون آن شده است، رفتارهای فراقانونی است. اگر به جای آنکه مردم را خس و خاشاک بنامند و تحقیر کنند و در صدا وسیما شروع به جوسازی کنند، مواضع منصفانه‌ای می‌گرفتند و اگر قبل از آنکه مردم به خیابان‌ها بیایند، در چارچوب قانون و با احترام به حقوق مردم با آنان برخورد می‌کردند، ما امروز با بسیاری از بحران‌ها روب‌رو نبودیم.

شبیه نظام جمهوری اسلامی در جهان وجود ندارد، به همین نسبت حفظ و حراست از آن هم کار دشواری است.

شعارهای ما در طول انتخابات در چارچوب قانون اساسی انتخاب شد. امروز هم به همان شعارها پایبند هستیم و یقین داریم اگر با خواست مردم منصفانه برخورد می‌شد و دستگاه‌های تبلیغی به جای پیوند دادن حرکت‌های خودجوش مردم به بیگانگان و وارونه نشان دادن حقایق، سعی در اقناع افکار عمومی با نقد منصفانه و التزام به راستگویی می‌کردند، به نفع نظام بود و روح بدبینی و بی‌اعتمادی به جامعه دمیده نمی‌شد.

از چند روز قبل از 22 خرداد ستادهای ما با موج عظیمی از تماس‌های مردمی که حاکی از زمینه‌چینی گسترده برای تقلب در انتخابات بود و اطلاعات دقیقی در مورد تحرکات در دست انجام و سناریوهایی که برای روز انتخابات و بعد از آن طراحی شده بود مواجه شد؛ به صورتی که در شب انتخابات مجبور به صدور اطلاعیه‌ای برای فراخواندن مردم به خوش‌بینی نسبت به مجریان و پرهیز از قصاص قبل از جنایت شدیم. اما آنچه در فردای آن شب دیدیم، عبارت از به اجرا درآمدن پیش‌بینی‌های ارائه شده به ما، یکی پس از دیگری، و قرائن بی‌شماری بود که سلامت جریان حوادث را زیر سؤال می‌برد. آری، تعلیمات اسلامی ما را ملزم می‌کند که نسبت به اعمال مؤمنین با حسن ظن برخورد کنیم، اما همین تعلیمات به ما اجازه نمی‌‌دهد که به دروغ تن دهیم.

در روز انتخابات، ما ابتدا فکر کردیم که شاید آنچه شاهد آن هستیم، ناشی از سوء تدبیر است. برای همین خود من تلاش کردم با مسئولان کشور تماس بگیرم و همان روز دو بار با رئیس قوه قضائیه، دو بار با دادستان کل کشور، دو بار با رئیس مجلس و چهار بار با بیت رهبری موضوع را مطرح کردم. علاوه بر این گروهی از طرف ستاد به دیدار وزیر کشور رفتند تا نگرانی‌های مردم را منتقل کنند و عجیب بود که وزیر کشور در حالی که در آن روز قاعدتا تنها کارش باید رسیدگی به مسائل مربوط به انتخابات باشد، پس از مدت زیادی معطل کردن افراد اعزام شده، به آنان وقت ملاقات نداد. اینها قرائنی بود که یکی پس از دیگری انباشته می‌شد تا اینکه از عصر روز 22 خرداد، حمله به ستادهای انتخاباتی اینجانب آغاز شد و سپس به ستاد مرکزی و سایر ستادها در سطح کشور گسترش یافت و مشخص شد که طرح و برنامه‌ای برای تقلب در انتخابات وجود دارد.

البته بنده یک رای بیشتر نداشتم و می‌توانستم از حق خودم بگذرم، ولی از حقوق مردم نمی‌توانستم بگذرم، چون ما مسلمان هستیم و آموز‌ه‌های دینی به ما اجازه نمی‌دهد به دروغ تن بدهیم. قصد ما این بود که پس از تلاش نفس گیر ایام انتخابات، نتیجه هرچه باشد، آن را بپذیریم، اما آنچه اتفاق افتاد، ما و جامعه را به این سمت کشاند.

اگر در جریان انتخابات و حوادث پس از آن، مطابق قانون و انصاف عمل می‌شد، ما شاهد این حوادث نبودیم. بلکه اگر بنده هم بر روی مسائلی پافشاری می‌کردم، مورد اعتراض مردم قرار می‌گرفتم که چرا تندروی می‌کنم. اما نادیده گرفتن قانون و فراتر از قانون عمل کردن و نادیده گرفتن کرامت و حقوق ذاتی شهروندان، موجب پیدایش جنبش اعتراضی و ابعاد روزافزون آن شد.

به فاصله‌ی کمی از انتخابات، فردی که به فراخور عنوانش باید نمونه‌ی ادب باشد(احمدی نژاد)، یک ساعت و اندی در تلویزیون صحبت کرد و 37 مرتبه نام بنده را به زبان آورد و این برنامه 3 بار از صدا وسیما پخش شد، بدون آنکه کوچک‌ترین فرصتی برای پاسخگویی داده شود. این تنها یک نمونه از رفتارهای غیرمنصفانه و تحریک‌کننده‌ای بود که مردم را عصبی کرد و موجب گسترش آشوب‌ها شد. حال آنکه اگر مردم از مسئولان نظام انصاف و احترام به حقوق ذاتی‌شان را می‌دیدند، تجمعی همانند راهپیمایی چند میلیونی 25 خرداد می‌توانست آبی بر آتش خشم آنان باشد. در حالی که با رفتارهای غلط و زشت بعدی، روز به روز از چنین سرانجامی دورتر شدیم.

همه‌ی ما به انقلاب علاقه داریم. ما به نهادهایی چون بسیج و سپاه علاقه داریم، چون فکر می‌کنیم بسیج برای مقابله با دشمن است و سپاه برای آن ایجاد شده تا در مقابل دشمنان بایستد. آیا صف کردن سپاه و بسیج در مقابل مردم، لطمه به افتخارات آنان نیست؟ و آیا تلاش برای وابسته نشان دادن حرکت خودجوش مردم از سوی صدا و سیما و سایر رسانه‌های دولتی، زمینه‌ی بی‌اعتمادی مردم به دستگاه‌های تبلیغاتی را فراهم نمی‌کند؟ ما می‌گوییم به جای آنکه جمعیت‌های میلیونی مردم را متهم کنید، برای یافتن متهمان اصلی در بین کسانی بگردید که با کارگردانی و صحنه‌گردانی جنگ مسموم تبلیغاتی، اعتماد و آرامش مردم را هدف گرفتند و با تحلیل‌های مالیخوالیایی خود به دشمن خدمت می‌کنند. یقینا جریاناتی که در طول این دو ماه در صدا وسیما و همچنین در روزنامه کیهان با مردم می‌جنگیدند، تأمین کننده‌ی منافع و در طول سیاست‌های آمریکا و انگلیس هستند.

چنین دادگاه‌هائی که برپا کردند، حتی اگر برای دشمنان انقلاب برگزار می‌شد، شایسته‌ی جمهوری اسلامی نبود. آیا نباید در برپایی یک دادگاه، اصول اولیه‌ی دادرسی در مورد دسترسی متهمان و خانواده‌ی آنان به وکیل و آزادی آنان در دفاع از خود رعایت شود؟

اخباری که متاسفانه به تواتر رسیده است، اگر درست باشد، جا دارد انسان سر زیر خاک کند. آیا این نحوه‌ی برخورد با مردمی که با شعار الله اکبر به صحنه آمده‌اند، به نفع کشور است؟! به نظر من این‌گونه عمل کردن، موضوع را بغرنج‌تر می‌کند و راه‌حل آن را از دسترس دورتر می‌برد و زمینه‌ی بدبینی و اعتراضات را وسعت می‌بخشد.

رنگ سبز، نماد مطالبه‌ی اجرای بدون تنازل قانون اساسی، شعار آن است و شبکه‌های اجتماعی خودجوش و خودمختار بی‌شمار و گسترده در سطح جامعه، بدنه‌ی این جنبش هستند. در حقیقت«راه سبز امید»، ادامه‌ی شعار راهبردی «هر شهروند یک ستاد» است که این بار برای مطالبات بحق مردم و استیفای حقوق آنان شکل می‌گیرد.

نمی‌توان بخش‌هایی از قانون اساسی را اجرا کرد و بخش‌های دیگر آن را دور انداخت. همین دادگاه‌های نمایشی و کتک‌زدن و آزار مردم در خیابان‌ها نشان‌دهنده‌ی یک ساختار‌شکنی روشن است و ربطی به قانون اساسی و اعتقادات دینی و ملی ما ندارد.
 
 

[+] نوشته شده توسط اندیشه ی سبز در 23:2 | |

      گزارشی از نشریه "تایمز" 13 اوت : ایران در انتظار کودتای دوم و حذف احمدی نژاد

 

گزارشی از نشریه "تایمز" 13 اوت – ترجمه پیک نت


ایران در انتظار


کودتای دوم و حذف احمدی نژاد

 

یکی از مشاوران نیروهای اپوزیسیون که روابطی نزدیک به رهبری سپاه دارد، می گوید که حداقل پنج فرمانده سپاه که از هواداران اصلاح طلبان قلمداد می شوند پس از انتخابات دستگیر و تاکنون در حبس خانگی بسر می برند. این تصفیه ها، در درون نیروهای امنیتی و سپاهی قدرت را کاملا در اختیار فرمانده هان ارشد سپاه قرار خواهد داد. فرماندهان سپاه انگیزه و علائق مالی بسیاری در حفظ مشی تندروی رژیم و در نتییجه انزوای بیشتر ایران از غرب دارند. بنا به تحقیقات رسمی سپاه فقط از انجام عملیات قاچاق در کشور سالیانه 12 میلیارد دلار درآمد دارد.

اگرچه احمدی نژاد همیشه روابط نزدیکی با سپاه داشته است و 14 تن از 21 وزیر کابینه نخست او از اعضای سپاه بوده اند، اما موقعیت فعلی او به او گوشزد می کند که حالا نوبت اوست که وفاداری خود را به سپاه به نمایش بگذارد. اپوزیسیون ایران اکنون به این احتمال نیز می اندیشند که کودتایی همچون کودتای ژنرالهای پاکستانی علیه نخست وزیر "ذوالفقار علی بوتو" بوقوع بپیوندد. در پاکستان نیز پس از انتخابات بحث انگیز و اعتراضات وسیع خیابانی نسبت به تقلب در انتخابات، دادگاهی تشکیل شد که رای به اعدام نخست وزیر برگزیده داد و دولت او را با کمک نیروهای امنیتی سایه ساقط کرده و ژنرال ضیا الحق را برای یک دهه در راس کشور قرار داد. آیا ایران به همان راه خواهد رفت؟

  سپاه سازمانی در سایه است که با 130 هزار عضو نه تنها به ارتشی موازی در ایران بدل گشته است، بلکه بخش های عمده اقتصاد ایران را به چنگ گرفته است. سپاه از کلینیک های دندانپزشکی گرفته تا نیروگاه های بحث انگیز هسته ای را در اختیار دارد. اما در هفته های اخیر مشخص گردید که این نیروی ویژه نظامی از آنچه در چنگ دارد راضی نیست و  قدرت را کاملا دو قبضه در ید خود می خواهد. سپاه که در ایران وسیعا بعنوان عامل اصلی حمله به معترضان سیاسی هفته های پس از انتخابات شناخته می شود، با رئیس جمهور شدن احمدی نژاد در سال 2005 قبضه قدرت را آغاز کرد و امروز احمدی نژاد را عروسک خیمه شب بازی خویش می داند. عروسکی که تحت نفوذ عده ای نیروهای امنیتی (موسوم به راست نو) قرار دارد که قصد دگرگون ساختن رژیم  را در عملیات نظامی دارند.

مانورهای سپاه این روزها کاملا آشکارا صورت می پذیرد: ازآن جمله حمله لفظی اشکار یدالله جوانی  از سران سپاه به خاتمی، موسوی و کروبی و درخواست دستگیری و محاکمه آنها و در همان روز طرح و نقشه حسین طائب و احمد سالک دو تن از فرمانده های سپاه در پخش اعترافات تلویزیونی مخالفان علیرغم مخالفت محسنی اژه ای و 20 تن از مقامات وزارت اطلاعات که منجر به اخراج همه آنها از این وزارتخانه شد که بنوشته حسن یونسی فرزند وزیر سابق اطلاعات چنین تصفیه ای در این وزارتخانه از بدو تاسیسش سابقه نداشته است.

سپاه در عین حال به پاکسازی درون خود نیز دست یازیده است. بنا به گفته یکی از مشاوران نیروهای اپوزیسیون که روابطی نزدیک به رهبری سپاه دارد، حداقل پنج فرمانده سپاه که از هواداران اصلاح طلبان قلمداد می شوند پس از انتخابات دستگیر و تاکنون در حبس خانگی بسر می برند. این تصفیه ها، در درون نیروهای امنیتی قدرت را کاملا در اختیار فرمانده هان ارشد سپاه قرار خواهد داد که باتشکیل جبهه ای متحد و تندرو، با هرگونه مصالحه ای با مخالفان و کشورهای غربی مخالفند. لذا سپاه پاسداران با نفوذترین نیرو در ایران است، با رهبرانی بسیار متحدتر از محافظه کاران سنتی که شاهد کشاکش های بسیاری بین احمدی نژاد و خامنه ای بوده اند.  فرماندهان سپاه انگیزه و علائق مالی بسیاری در حفظ مشی تندروی رژیم و در نتییجه انزوای بیشتر ایران از غرب دارند. بنا به تحقیقات رسمی سپاه فقط از انجام عملیات قاچاق در کشور سالیانه 12 میلیارد دلار درآمد دارد.

اگرچه احمدی نژاد همیشه روابط نزدیکی با سپاه داشته است و 14 تن از 21 وزیر کابینه نخست او از اعضای سپاه بوده اند، اما موقعیت فعلی او به او گوشزد می کند که حالا نوبت اوست که وفاداری خود را به سپاه به نمایش بگذارد. او در اولین قدمش برای انتصاب رحیم مشایی بعنوان مشاورش با مخالفت شدی سپاه مواجه شد که در بیانیه ای شدیدالحن آینده او را منوط به اطاعت از ولایت فقیه نموده بودند. بسیاری از اصلاح طلبان اگر چه اعتقاد دارند که سپاه سناریوی اتفاقات اخیر ایران را نوشته است و در همین رابطه به مقاله ای منتشره در نشریه سپاه (صبح صادق) اشاره می کنند که چهار روز قبل از انتخابات خبر از وقوع انقلاب سبز داده و نوشته بود که سپاه اجازه نخواهد داد اپوزیسیون به قدرت بازگردد، با اینحال بسیاری از مخالفان از اینکه سپاه برای کل عملیات تهاجم به مخالفان برنامه ای از پیش تعیین شده داشته در شک و تردید بسر می برند.

اپوزیسیون ایران اکنون به این احتمال نیز می اندیشند که کودتایی همچون کودتای ژنرالهای پاکستانی علیه نخست وزیر "ذوالفقار علی بوتو" بوقوع بپیوندد. در پاکستان نیز پس از انتخابات بحث انگیز و اعتراضات وسیع خیابانی نسبت به تقلب در انتخابات، دادگاهی تشکیل شد که رای به اعدام نخست وزیر برگزیده داد و دولت او را با کمک نیروهای امنیتی سایه ساقط کرده و ژنرال ضیا الحق را برای یک دهه در راس کشور قرار داد. آیا ایران به همان راه خواهد رفت؟
 
 

[+] نوشته شده توسط اندیشه ی سبز در 10:8 | |

     

 

چه حالی میکنه احمدی نژاد

 

استغفرالله (تیکه کلوم بچه بسیجی ها - فکر کنم اصلا معنیش رو هم نمی دونن فقط چون بعضی ها میگن اونا هم میگن) .

این یعنی محموده ؟ نه بابا . من می گم دروغه !!!!! تو چی می گی ؟

بابا این محمود نماینده خدا رو زمینه ... اطاعت از اون یعنی اطاعت از خدا ...

این حتماْ کار طرفدارهای اصلاحات هستش . می خوان چهره ی محمود را خراب کنن  وگرنه محمود که اینکاره نیست  محمود نماز شب می خونه ... محمود آخر عدالت هستش ... اون دست دست محمود نیست هاااااااااااااااااااااااااا ... ( از این حرفا حال خودم هم بهم خورد )

قابل توجه :

کسانی که سنگ محمود را به سینه می زنید . ببینید محمود کیه ؟؟؟؟؟ اینا آب نمی بینن وگرنه خوووووووووووووووووووووووووووب شنا بلدن ...

ولی می دونم فردا تو اخبار ۸:۳۰ می گه که این تصویر کذب و از طرف طرفدارهای میرحسین ساخته شده ...

ما که دیگه عادت کردیم به این دروغ ها .  شما چطور ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

[+] نوشته شده توسط اندیشه ی سبز در 0:27 | |

     

دهان شکسته/ شعری از عطاءالله مهاجرانی

رقص شعله بر لب
و داغ گلوله بر پیشانی
جوانان، سبز و سرودخوان
از دهلیز تاریکی و تیزاب گذشتند...

****

مادران با نگاه حیران نگریستند
با سرانگشت لرزان، کاکل خونین جوانان را شانه زدند
بوسه ای بر دهان شکسته

****

از هر گوشه ندایی خاموش شد
در هر کنار سهرابی بر خاک افتاد

****

جنگلی از زمین جوشید
دریایی بر بام خانه ها
امواج: خدا بزرگترست...
از هر گوشه ندایی رویید
و در هر کنار سهرابی بر پا خاست...

[+] نوشته شده توسط اندیشه ی سبز در 23:47 | |

     

 

رئیس مجلس می آمد نزد من تا ترتیب دیدارش با تجاوز شده ها را میدادم

 

مصاحبه مهدی کروبی

 

من حرف مفت نزدنم

 

به زندانیان تجاوز شده

 

مهدی کروبی‌ در یک مصاحبه مهم، که اعتماد ملی و آفتاب آن را منتشر کردند، نه تنها بار دیگر بر جزئیات تجاوز به زندانیان تاکید کرد، بلکه نکات دیگری را نیز فاش ساخت. او خطاب به رئیس مجلس – لاریجانی- گفت که لازم نبود عجله کند. کافی بود با او وی تماس می گرفت تا مستندات را دراختیارش بگذارد. زمینه دیدار با افراد مورد تجاوز قرار گرفته را فراهم می ساخت.

کروبی در این مصاحبه گفت که لاریجانی و بروجردی (رئیس مجلس و رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس) از بیم از کف دادن موقعیت ومقامشان، حتی پیش از آن که کمیته حقیقیت یاب مجلس نتیجه کارش معلوم شود محتوای نامه مرا تکذیب کردند.

کروبی دراین مصاحبه، نکاتی را درباره قتل های زنجیره ای نیز فاش ساخت که تاکنون مطرح نشده بود. همچنین اشاره به موضع گیری های اخیر آیت الله مصباح یزدی کرد که اطاعت از احمدی نژاد را اطاعت از خدا اعلام کرده است و البته اضافه کرد که این نوع موضع گیری ها حاصل آن کانال کشی پولی است که از دولت به موسسه مصباح یزدی وصل شده است!

کروبی از قول یکی از یاران نزدیک احمدی نژاد فاش ساخت که رای احمدی نژاد به نقل از این شخص 4 میلیون است!

کروبی گفت که تجاوز شده ها می ترسند دوباره آنها را به همانجائی ببرند که قبلا برده بودند و ناچارشان کنند که بگویند در زندان "نماز شب یادشان داده اند!"

او خطاب به نسل جوان کشور گفت که این جمهوری اسلامی، آن نظامی نیست که در راه بنای آن شهدائی نظیر "لشکری" 18 سال را در زندان بعثی عراق سپری کردند. با آنکه امروز جمعه است و معمولا پیک نت روزهای جمعه به روز نمی شود، اما به دلیل اهمیت این  نامه ما پیک نت را به روز کردیم.

من برای نگارش نامه به آقای‌هاشمی دلایل بسیاری داشتم. نخست اینکه ایشان از ارتباط نزدیکی با رهبری برخوردار هستند و بنابراین مطمئن هستم که این مسائل را به ایشان منتقل می‌کنند. از طرف دیگر خود آقای‌ هاشمی رفسنجانی نیز انتقاداتی را به حوادث اخیر داشت و در نماز جمعه نیز تا حدودی گلایه‌های خود را مطرح کرد و حتی درخواست کرد تا زندانیان را آزاد کنند. همچنین من طی هفته‌های گذشته نامه‌ای را به وزیر اطلاعات و رییس قوه قضائیه نوشته بودم و بنابراین تصمیم گرفتم که این نامه را به ریاست مجلس خبرگان و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام بنویسم. در عین حال بنده از قبل از آغاز حرکت نهضت انقلاب با آقای ‌هاشمی آشنا بودم و همواره از قبل و پس از انقلاب با ایشان همکاری و رفاقت داشته‌ام و من از این حق برخودارم که به ایشان نامه‌ای را بنویسم البته این ارتباطی به اختلاف سلیقه من با آقای‌ هاشمی ندارد چرا که هرچند ما با هم اختلاف دیدگاه داریم ولی من معتقدم که ایشان از جایگاه خاصی برخوردار است که شاید بتواند کاری کند. همین آقایانی که امروز به آقای‌ هاشمی رفسنجانی هتاکی و انتقاد می‌کنند شاید از یاد برده‌اند که ایشان از نزدیک‌ترین یاران امام بوده‌اند و حتی زمانی که قرار بود حکم مهندس بازرگان خوانده شود در مراسمی که همه ما حضور داشتیم ایشان کنار امام نشستند و متن حکم را قرائت کردند.
من هنگامی که به ایشان نامه نوشتم انتظارم این بود که با توجه به ابعاد فاجعه آمیز این مسائل در مدت زمان کوتاهی ایشان پاسخ این نامه را بدهند البته از نامه هم دو نسخه تهیه شد که یکی نزد ایشان و دیگر نزد بنده بود. ولیکن بیش از ده روز طول کشید که آقای ‌هاشمی به این نامه پاسخی ندادند. البته این به معنای گلایه از آقای‌ هاشمی رفسنجانی نیست بلکه من احساس کردم که ایشان نخواسته به این نامه پاسخ دهد و یا اینکه بنابر شرایط فعلی و وضعیتی که خود ایشان در آن قرار دارد نمی‌خواسته که وارد این معرکه شود و من هم بنابر نگرانی نسبت به اخباری که مدام به من می‌رسید این نامه را منتشر کردم. البته بعدها متوجه شدم که ایشان نامه را به آقای‌ هاشمی شاهرودی ارجاع داده است و ایشان نیز دستور رسیدگی به این نامه را صادر کرده و از آقای دری نجف آبادی دادستان کل کشور خواسته که با من تماس بگیرد و اعلام کند که نفراتی را به نزد من خواهند فرستاد تا نقطه نظرات مرا دریافت کنند و به آنها منعکس شود.

هنگامی که این نامه منتشر شد برخوردهای متفاوتی صورت گرفت برخی از آن استقبال کردند، چرا که می‌گفتند این باعث شد تا فضا به گونه‌ای شود که کسانی که در این باره مطالبی داشتند آن را مطرح کنند مانند خبری که یک خانم سنندجی(رویا طلوعی) آن را مطرح کرد که من از ذکر نام ایشان خوداری می‌کنم و آقایان می‌توانند به سایت‌ها مراجعه و در این باره آگاهی بیشتری کسب کسب کنند.

البته در همین میان کسانی هم بودند که از انتشار آن برآشفتند و قصد آن دارند تا فضایی را ایجاد کنند که کسی جرات بیان مطالبی در این باره را نداشته باشد. یعنی فضایی ایجاد شود که اگر بچه‌های مردم را می‌کشند و یا کسی را در زندان مورد اهانت قرار می‌دهند، خانواده‌هایشان را در مقابل در زندان تهدید کرده و کتک می‌زنند، به خانه‌های مردم می‌ریزند و به اموال آنها خساراتی وارد می‌کنند کسی جرات طرح این مطالب را نداشته باشد.

چرا به جای اینکه چنین فضای رعب و وحشت را ایجاد کنند تا مردم را به سکوت بکشانند فضایی را ایجاد نمی‌کنند تا اگر مسائلی در این باره وجود دارد و کسانی هستند که شکایاتی دارند آن را در فضای آزاد و امن مطرح کنند.

بهتر نیست به جای آنکه برخی در برابر انتشار این نامه چنین موضعگیری و فحاشی کنند به بررسی اصل ماجرا بپردازنند نه اینکه هنوز کمیته پیگری مجلس تشکیل نشده است بگویند که محتوی این نامه بررسی و کذب محض است. به نظر من باید مسئولان با شنیدن چنین مسائلی ناراحت باشند.
آخر شما فضایی ایجاد کرده‌اید که کسانی که مورد آزار قرار گرفته‌اند جرات طرح این مباحث را ندارند و حتی شاید در شرایطی قرار گیرند که بیایند و بگویند که در زندان به ما نماز شب یاد می‌دادند و هیچ شکنجه‌ای هم روی نداده است.

در جامعه‌ای که قتل‌های زنجیره‌ای روی می‌دهد و مردم را می‌کشند و جنازه‌هایشان را در کنار خیابان رها می‌کنند! و یا در جامعه‌ای که مصطفی مولایی مسئول دفتر بنده را ربوده و آن را در کیسه می‌اندازند و کتک می‌زنند دیگر چطور افراد جرات آن دارند که بیایند و این مسائل را مطرح کنند. در جامعه‌ای که زنی را در پاسداران با آن وضعیت به قتل می‌رسانند دیگر چگونه مردم احساس امنیت می‌کنند.

متاسفم از اینکه مردمی را که به بهانه اعتراض به یک انتخابات بازداشت کرده‌اند چنین مورد شکنجه قرار داده‌اند به طوری که من شنیده‌ام که افراد را در کهریزیک لخت می‌کردند و چهار دست و پا می‌نشاندند و سوار بر آنها می‌شدند و به آنها می‌گفتند که صدای حیوانات را در بیاورید. آخر این مایه تاسف جمهوری اسلامی است و یا اینکه برخی را دستگر کرده و آنها را لخت کرده‌اند و روی هم خوابانده‌اند و آب بر روی آنها ریخته‌اند. حتی شنیده‌ام هنگامی که افراد را شکنجه می‌کردند به آنها می‌گفتند با صدای بلند بگویید که مادرتان .... است، مانند زمان قتل‌های زنجیره‌ای که به آن افراد می‌گفتند بگویید که من بچه مادرم نیستم! و سپس آنها را در بیابان‌ها کتک زده و رها می‌کنند. واقعا من از طرح چنین مباحثی احساس شرم می‌کنم.

هرگز فراموش نکنیم که مردم ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنند که خانم دکتر بنی یعقوب را به اتهام ارتباط با مردی می‌گیرند و سپس جنازه‌اش را تحویل می‌دهند. آیا شما وجود اینها را کتمان می‌کنید؟ امروز به جای اینکه این مسائل را پیگیری کنید بدون آنکه تحقیقاتی در صحت و یا سقم مطلبی انجام شود به دفاع از عملکردتان می‌پردازید؟

هیچ گاه یادم نمی‌رود هنگامی که لطف الله میثمی به دستور مرحوم لاجوردی بازداشت شده بود همسرش نزد من آمد و گفت که به خاطر شرایط فیزیکی‌اش نمی‌تواند حتی آشغال گوشه چشم خود را پاک کند. من پس از دیدار با همسر او به همراه احمد آقا به نزد امام رفتم و عین کلام همسر میثمی را مطرح کردم که امام فورا دستور آزادی او را صادر کردند. این درحالی است که اکنون شنیده می‌شود که در برخی از زندان‌های ما رفتارهای بدی با زندانیان صورت می‌گیرد به طوری که زنی که شنیده شده باردار است اینک دچار ناراحتی کلیه شده و یا زندانیان سیاسی را به بند معتادین منتقل می‌کنند. می‌گفتند که زندان‌ها کانون آدم‌سازی هستند ولی این طوری آدم‌سازی می‌شود که هنگامی که فردی را بازداشت می‌کنند به او می‌گویند تو را به کهریزیک می‌فرستیم که در آنجا آدم شوی و زندانیان سیاسی را اراذل و اوباش محسوب می‌کنند آخر این طوری می‌توان آدم سازی کرد؟

وی با انتقاد از اینکه رییس مجلس و رییس کمیسیون امنیت ملی که رییس کمیته پیگیری وضعیت آسیب دیدگان حوادث اخیر است بدون هیچ پشتوانه تحقیقاتی به تکذیب اصل ماجرا پرداختند گفت: «من پیشنهاد کردم که مسولیت پیگیری این حوادث را می‌پذیرم هرچند که این مسولیت برایم افتخار آور نیست بلکه برایم زجر آور است ولی قصد دارم تا حقایق کشف شود و هیاتی مستقل و بی طرف تشکیل شود تا فضایی ایجاد شود که اگر کسانی هستند که مورد آزار قرار گرفته‌اند خودشان بیایند و این مسائل را بازگو کنند تا ریشه این فسادهای اخلاقی و شکنجه‌های قرون وسطی خشکانده شود. نه آنکه مسئولان پیگیری این حوادث در مجلس شورای اسلامی در مدت 24 ساعت و قبل از آنکه کمیته پیگیری جلسه‌ای را تشکیل دهد به تکذیب محتوای این نامه می‌پردازنند. من ضمن احترام به ریاست مجلس هشتم جناب آقای دکتر لاریجانی که نسبت به ایشان و پدرشان و پدر خانم ایشان ارادت ویژه‌ای دارم و آقای علاءالدین بروجردی رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس هشتم می‌گویم که قبل از آنکه در اظهار نظری شتاب زده اصل ماجرا را تکذیب کنید حداقل با بنده تماسی می‌گرفتید یا از من می‌خواستید که نفراتی را نزد شما بفرستم. شاید من اطلاعاتی در این رابطه داشتم. آخر چطور می‌شود که بدون آنکه تحقیقی صورت گیرد و جلسه‌ای تشکیل شود می‌گویید این ماجرا کذب محض بوده است. شما حداقل تحقیق می‌کردید تا ببینید این کسی که این حرف‌ها را زده از روی هوی و هوس چنین گفته و یا چون اینکه رای او را در انتخابات نادیده گرفته و تقلب کرده‌اند می‌خواهد برای عقده گشایی چنین حرف‌هایی را بزند و یا اینکه مطلبی دارد و بر اساس مستنداتی این حرف‌ها را زده و بعدا موضعگیری می‌کردید.

در شرایطی که رییس مجلس که سالها من در جایگاه ایشان و دیگر جایگاهها بودم بدون تحقیقی اصل ماجرایی را تکذیب می‌کند دیگر آن افراد چطور می‌توانند بیایند و این مسائل را مطرح کنند و حتی در من احساس می‌کنم که این موضعگیری‌های شتاب زده تحت فشار صورت گرفته است زیرا این بزرگواران نگران آن هستند که به سرنوشت دیگر دوستان خود در گذشته دچار شوند. چرا که آقای لاریجانی نگران آن است که به سرنوشت دکتر حداد عادل گرفتار شود و او را از ریاست مجلس حذف کنند و یا اینکه آقای بروجردی نگران تکرار سرنوشت دیگر دوستانش چون آقای افروغ در مجلس هفتم که او را از ریاست کمیسیون حذف کردند و یا سرنوشت مجید انصاری و محتشمی پور در مجلس ششم هستند.

چرا فضایی ایجاد می‌شود که حتی وقتی علی مطهری حرفی می‌زند به او حمله می‌شود و می‌گویند که به خون پدرش خیانت کرده است به طوری که حتی کسی دیگر جرات آن را نداشته باشد تا این ماجرا را پیگیری کند.

شاید بهتر بود که این دوستان نیز به مانند آقای شاهرودی حداقل هیاتی را می‌فرستادند تا اصل ماجرا را از من جویا شود، نه آنکه حرف‌های آقای بروجردی را چهل بار از تلویزیون پخش کنند ولی حتی یک کلمه از حرف‌های مرا پخش نکنند. بهتر بود که آقای لاریجانی همان کمیته تحقیق و پیگیری را نزد من می‌فرستادم تا من مستندات و مطالبی که دارم به این کمیته منتقل کنم.

من به مسئولان می‌گویم که هیچگاه این فحاشی‌ها و انتقادات من را وادار به سکوت نخواهد کرد من در این 20 سال گذشته از این حرف‌های درشت بسیار شنیده ام و تا زمانی که زنده هستم از حقوق مردم دفاع خواهم کرد و شما نمی‌توانید زبان، دست و قلم بنده را بندید. ( نوکرتم عمو مهدی - ما پشتت هستیم - هیچ کسی هیچ غلطی نمی تونه کنه )

برخی از اربابان مطبوعات(بخوانید شریعتمداری) به گونه‌ای حرف می‌زنند که گویی با جبرئیل امین حشر و نشر دارند و او برایشان گزارش‌هایی می‌آورد و قصد دارند تا فضا به اندازه‌ای سنگین کنند که دیگر کسی جرات حرف زدن نداشته باشد».

اینها همان کسانی هستند که نمی‌گذاشتند تا اصل ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای برملا شود و افراد را می‌کشتند و سپس پرونده‌هایی مبنی بر فساد اخلاقی برای آنان درست می‌کردند و حتی به آنها تهمت می‌زدند.

مستندات من کسانی بوده‌اند که نزد من آمده‌اند که یا خود مورد آزار قرار گرفته بودند و یا اینکه شاهد بوده و یا کسانی نزد آنها اقرار کرده بودند پس من آدمی نیستم که بدون آنکه مستنداتی داشته باشم و بنابر یک تلفن و یا اینکه کسی حرفی را بدون پشتوانه به من زده باشد چنین نامه‌ای را بنویسم.

نزاع بر سر این نیست که ما اپوزیسیون نظام هستیم، اتفاقا ما مدافع نظام جمهوری اسلامی با قرائت امام هستیم. ما می‌گوییم که جمهوریت و اسلامیت باید در کنار هم باشد ولی آنها می‌گویند که رای مردم زینتی است و حتی این روزها یکی از شخصیت‌ها(مصباح یزدی) گفته که اطاعت از احمدی نژاد اطاعت از خداست که البته من می‌گویم این حرف‌ها در برابر همان پول‌هایی است که به موسسه این بزگوار سرازیر می‌شود. از سوی دیگر یکی از نزدیکان همین آقای احمدی نژاد می‌گوید که او تنها چهار میلیون رای دارد و 20 میلیون باقی مانده منتقد به اصل نظام هستند.

من به نسل‌های جوان‌تر می‌گویم که این شرایطی که اکنون در کشور وجود دارد همان اهداف و آرمان‌های نظام جمهوری اسلامی با قرائت امام نیست و این رفتارها را به نام اسلام و نظامی که بنیان گذار آن امام بوده است ننویسند. چرا که این نظام جمهوری اسلامی همان نظامی نیست که با فداکاری و ایثارگری‌های بسیاری شکل گرفت. کسانی چون سردار لشکری که 18 سال در زندان‌های بعثی اسیر بودند و یا اینکه در جبهه‌ها شهید شدند. کسانی که در تظاهرات‌های قبل از انقلاب به شهادت رسیدند و اکنون نیز خانواده‌هایشان از فضایی که در کشور حاکم شده است رنجیده خاطر هستند.

 
ایول عمو مهدی -

بگو ... بگو... تا مردم بفهمند که چه انسانهای کوته فکری تو این نظام بودن که براشون ارزش قائل می شدن .

بگو ... تا ببینند تحجر تا چه حد پیشرفت کرده .

بگو ... تا ببینن رتبه ی خدا بین این متحجرها تا چقدر نزول کرده که به یه کوتوله مثل احمدی نژاد مقایسه می کننش .

هر چی می دونی باید بگی ... چون اگه نگه یه حساب و کتابی هست .

ما پشتت هستیم مثل کوه . درود بر کروبی ... درود بر میرحسین

[+] نوشته شده توسط اندیشه ی سبز در 23:25 | |

      آیت‌الله دستغیب خواهان برگزاری نشست علنی خبرگان شد

 

آیت‌الله دستغیب خواهان برگزاری

 

نشست علنی خبرگان شد

 

آیت الله علی محمد دستغیب، نماینده استان فارس در مجلس خبرگان رهبری، برای «احقاق حق مردم» و «اعاده حیثیت از مرجعیت» خواستار برگزاری علنی نشست این مجلس شد.

در بیانیه آیت‌الله دستغیب که در وب سایت وی منتشر شده، با اشاره به رویدادهای پس از انتخابات و اعتراض‌های مردمی نسبت به نتایج اعلام شده، از دیگر اعضای خبرگان خواسته شده «بر طبق قانون اساسی» برای «رسیدگی» به خواسته‌های معترضان به نتایج انتخابات تشکیل جلسه دهند.

این نماینده مجلس خبرگان با برشمردن شرایط ولی فقیه و نیز اهمیت «استقبال» و رضایت مردم، تأکید کرده است که این مجلس باید از مفاد قانون اساسی دفاع کند.

آیت‌الله دستغیب در بیانیه خود آورده است: «وظیفه خبرگان است که از بند بند قانون اساسی دفاع کند و مردم را همراه داشته باشد. فلسفه وجودی خبرگان حفظ قانون اساسی است. مردم به خبرگان به عنوان وکلای خود رأی دادند که نگهبان قانون اساسی باشند.»

نماینده استان فارس در مجلس خبرگان می‌افزاید: «معلوم اینجانب است که اگر مردم متوجه شوند که خبرگان در جهت احقاق حق مردم سعی دارند و برای حفظ قانون اساسی و رأی آنها احترام قائلند، ساکت می‌شوند و راضی به تحقق قانون اساسی هستند، چون خودشان شعار دادند و نسل امروز هم شعارش این است که استقلال آزادی جمهوری اسلامی؛  امّا باید خود خبرگان متوجّه کیفیّت و نظر جامعه باشند.»

آیت‌الله دستغیب آشکارا  از اعضای مجلس خبرگان خواسته است که «تا دیر نشده خبرگان برای اعادۀ حیثیت از مرجعیت، تشکیل جلسه دهد آن هم علنی و مطالب بررسی گردد و به خواست مردم که همان قانون اساسی است جواب داده شود و به شکایات آنها به وسیلۀ نمایندگان آنها یعنی آقای موسوی و آقای کروبی رسیدگی شود.»

وی همچنین از مجلس خبرگان انتقاد کرده است که چرا هیچگاه از محمد خاتمی رئیس جمهوری پیشین ایران برای حضور در این مجلس دعوت به عمل نیامد و در مقابل از محمود احمدی‌نژاد چند بار دعوت شد، که او هم علاوه بر پاسخ نگفتن به سؤالات، نمایندگان خبرگان را به فردی دیگری ارجاع داد.

در نامه آیت‌الله دستغیب گرچه به شرایط ولی فقیه در جمهوری اسلامی اشاره شده است، اما صراحتاً سخنی درباره رهبری کنونی، آیت الله خامنه‌ای نرفته است.

آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، حتی پیش از اعلام شورای نگهبان که شش نفر از اعضای آن منصوب وی است، بر انتخابات ۲۲ خرداد ماه صحه گذاشت. وی همچنین قضاوت شورای نگهبان را آخرین حکم در مورد سلامت انتخابات دانسته و خواسته میرحسین موسوی و مهدی کروبی،دو نامزد اصلاح‌طلب معترض به نتایج انتخابات، مبنی برگزاری مجدد انتخابات یا تشکیل هیئت حکمیت بی‌طرف را نپذیرفت.

رهبر جمهوری اسلامی در نخستین نماز جمعه پس از انتخابات ریاست‌ جمهوری همچنین به معترضان هشدار داد که مسئول هرگونه خونریزی خودشان هستند؛ این اظهارات در گفته‌های دیگر مقام‌ها و نهادهای جمهوری اسلامی نیز بازتاب یافت و از جمله احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، مسئولیت کشته شدن کسانی که در رویدادهای انتخاباتی جان باخته‌اند را  بر عهده معترضان دانست. نیروی انتظامی نیز به تازگی در بیانیه خود بر همین مورد تأکید کرده است.

مجلس خبرگان رهبری ۸۶ عضو دارد و مطابق با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، وظیفه «انتخاب»، «بركنارى» و «نظارت» بر رهبری را بر عهده دارد.

آیت‌الله دستغیب پیش از این نیز با صدور پیامی از اظهارات اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان که در نماز جمعه ۲۶ تیرماه که در آن خواستار بازگرداندن اعتماد مردم شد، حمایت کرده بود.

این نماینده مجلس خبرگان با استقبال از پیشنهادهای اکبر هاشمی رفسنجانی درباره «آزادی همه زندانیان، دلجوئی از آنها و خانواده آنها» و نیز رفع فشار از رسانه‌ها تاکید کرده بود: «لازم است به خواسته‌های منطقی دوستداران امام و انقلاب آقایان میرحسین موسوی و حجت الاسلام و مسلمین کروبی و محسن رضایی که عده بسیاری به آنها رأی داده‌اند گوش فرا داد که یقیناً با دوستی بسیاری از مردم مواجه خواهیم شد.»

وی همچنین در پاسخ به بیانیه جمعی از اعضای مجلس که در واکنش به مواضع اکبر هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه بدون اسم بیانیه منتشر کرده بودند، از نویسندگان این بیانیه خواسته بود که برای معترضانی که می‌پرسند «رأی ما کجا رفت» پاسخ قانع‌کننده‌ای بیایند و راهکارهای رئیس مجلس خبرگان را اجرا کنند.

[+] نوشته شده توسط اندیشه ی سبز در 23:55 | |

      درخواست از دبيرکل سازمان ملل برای به رسميت نشناختن دولت احمدی نژاد

 

درخواست از دبيرکل سازمان ملل

 

برای به رسميت نشناختن دولت احمدی نژاد

 

۲۵۶ روشنفکر از کشورهای مختلف جهان، با امضای نامه‌ای ضمن بيان درخواست‌های خود، از دبير کل سازمان ملل خواستند تا دولت محمود احمدی‌نژاد را به رسميت نشناسد.

اين نامه با همت اکبر گنجی، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی ناراضی ايرانی، پس از اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوری نوشته شده و به امضای برخی روشنفکران، متفکران و نويسندگان برجسته جهان رسيده تا در اختيار بان کی‌مون دبير کل سازمان ملل متحد قرار گيرد.

در اين نامه با اشاره به اصول ۱۱۰ و ۵۷ قانون اساسی ايران، نتيجه‌گيری شده که قدرت در ساختار سياسی جمهوری اسلامی در يک نقطه، يعنی در جايگاه «ولايت مطلقه امر و امامت امت» يا همان مقام رهبری تمرکز و تجميع پيدا کرده است.

در ادامه، موانع ساختاری اعمال قدرت شهروندان ايرانی در تصميم‌گيری‌ها و اثرگذاری آنها بر ساخت سياسی کشور برشمرده شده و توجه دبيرکل سازمان ملل را به اين نکته جلب کرده که در اين «چارچوب رقابتی تنگ و از پيش گزينش شده» انتخابات ۲۲ خرداد برگزار شد.

اين بيانيه که امضای انديشمندانی نظير يورگن هابرماس، نوآم چامسکی، مارشال برمن و نصر حامد ابو زيد را در پای خود دارد به اعتراض‌های صورت گرفته به نتايج انتخابات رياست‌جمهوری پرداخته و تصريح می‌کند که به‌رغم اعتراض‌های آرام و گسترده به تخلفات انتخاباتی، دولت با توسل به نيروهای نظامی و شبه‌نظامی خود خشونت و سرکوب گسترده‌ای را عليه معترضين به کار گرفت.

در جريان اعتراض‌ها و ناآرامی‌های پس از انتخابات ايران و مطابق اعلان کميته رسيدگی به حوادث از جانب آقايان موسوی و کروبی به مجلس شورای اسلامی، دست‌کم ۶۹ نفر به طور قطع کشته شده‌اند. سخنگوی قوه قضائيه نيز رقم بازداشت‌شدگان را چهار هزار نفر اعلام کرد.

افراد و گروه‌های مدافع حقوق بشر آمارهای واقعی قربانيان، آسيب‌ديدگان و بازداشت‌شدگان را به مراتب بيشتر از آمارهای اعلام شده  دولتی می‌دانند.

در ادامه اين نامه به دبيرکل سازمان ملل در خواست‌های مشخصی از بان کی مون شده است که عبارتند از تشکيل کميته بين‌المللی حقيقت‌ياب برای بررسی فرآيند رأی‌گيری و دستکاری در آرای مردم، اعمال فشار بر دولت ايران برای آزادی کليه زندانيان حوادث اخير و رفع توقيف از رسانه‌های تعطيل شده.

امضا‌کنندگان اين نامه که در بين آنها نام‌ نويسندگانی چون برندگان جايزه نوبل ادبيات نادين گورديمر و اورهان پاموک و رمان‌نويس مشهور آمريکای لاتين، ماريو وارگاس يوسا، ديده می‌شود در پايان مجموعه درخواست‌های خود از دبير کل سازمان ملل خواسته‌اند که دولت محمود احمدی‌نژاد را به رسميت نشناسد.

روز چهارشنبه خبرگزاری فارس گزارش داد که دبير کل سازمان ملل طی نامه‌ای انتخاب مجدد محمود احمدی‌نژاد به سمت رياست جمهوری ايران را تبريک گفته است.

ماری اوکابه سخنگوی سازمان ملل روز چهارشنبه در پاسخ به خبرنگاران توضيح داد که دبيرکل سازمان ملل اخيرا نامه‌ای برای احمدی‌نژاد نوشته است، اما محتوای اين نامه را نمی‌توان «تبريک‌گويی» قلمداد کرد. در نامه تنها ابراز اميدواری شده که ايران در آينده برای حل مسائل جهانی و منطقه‌ای با سازمان ملل همکاری داشته باشد. مفاد کامل نامه دبيرکل سازمان ملل منتشر نشده است.

[+] نوشته شده توسط اندیشه ی سبز در 23:54 | |

      هشدار مدیران ارشد سه دهه گذشته درباره سرنوشت کشور

 

هشدار مدیران ارشد سه دهه گذشته درباره سرنوشت کشور

 

نزدیک به ۲۵۰ نفر از وزیران، نمایندگان و مدیران ارشد جمهوری اسلامی در ۳۰ سال گذشته با انتشار نامه‌ای نسبت به «اصرار بر حذف بخش مهمی از نيروهای اصيل انقلاب و اصلاح‌طلبان»، «بی‌توجهی به نظر مردم در انتخابات اخیر ریاست جمهوری‌» و «تشدید بحران در کشور » هشدار دادند.
این نامه که به امضای ده‌ها تن از وزیران سابق و نماینده ادوار مختلف مجلس، معاونان وزرا، استانداران، فرمانداران و مدیران ارشد در طول ۳۰ سال گذشته رسیده در باره انتخابات تصریح کرده است که «وجدان عمومی» در مورد نتایج اعلام شده «نتوانست نسبت به آنچه اعلام شد، قانع شود.»

در این نامه که خطاب به همه «دلسوزان کشور از مقام رهبری و مراجع عظام و علما و روشنفکران تا همه نهادها و مسئولان مؤثر» نوشته شده بر «اقدام همه جانبه و فوری برای جلب اعتماد عمومی و ترميم شکاف‌های سياسی و اجتماعی پيش آمده ضروری اعلام شده است. »

نویسندگان این نامه همچنین با اشاره به اعتراضات مردم در دو ماه گذشته و سرکوب گسترده آن، نوشته‌اند: «مردم در برابر درخواست روشن و ساده خود آن هم از طريق راهپيمایی مسالمت‌آميز ميليونی و سکوت اعتراض‌آميز مدنی به مهندسی و مدیریت انتخابات متأسفانه با پاسخ ضرب و جرح و حبس بی‌سابقه‌ای مواجه شدند.»

مدیران ارشد ۳۰ سال گذشته در نامه خود به فضای امنیتی کشور در روزهای پس از انتخابات نیز اعتراض کرده و نوشته‌اند: «از اولين روز پس از انتخابات فضای رسانه‌ای و اطلاع‌رسانی کشور به نفع يک جريان سياسی خاص محدود و وابسته شد، فعالان شناخته شده سياسی به وضع و صورتی بی‌سابقه دستگير شدند، رسانه به اصطلاح ملی تبليغاتی وسيع و پردامنه عليه نامزدها و جريان‌های انتخاباتی رقيب دولت را سازمان داد و هرگونه امکان قانونی برابر برای معترضان به نحوه برگزاری و نتايج انتخابات در هر زمينه‌ای عملاً سلب شد.»

امضاکنندگان این نامه سرگشاده با اشاره به سهم و تلاش‌شان برای استقرار جمهوری اسلامی تأکید کرده‌اند که نمی‌توان از کنار نگرانی‌های جدی و عميق فعالان انقلاب و دست‌اندر کاران اين نظام در طول سه دهه اخير به آسانی گذشت و هر راه حل و پيشنهاد دلسوزانه را برای خروج از بحران، قربانی سناريوهای امنيتی و خطی و مشابهت‌سازی‌های نابه‌جای تاريخی کرد.

مدیران ۳۰ سال اخیر در نامه خود ضمن تأکید بر اینکه «اقدام همه جانبه و فوری برای جلب اعتماد عمومی و ترميم شکاف‌های سیاسی و اجتماعی پيش آمده ضروری است» پیشنهاد کرده‌اند که «نظرهای انتقادی و راه‌حل‌های اصلاحی مراجع عظام، استادان دانشگاه‌ها و نخبگان کشور همچنين آقايان هاشمی رفسنجانی، سيدمحمد خاتمی، ميرحسين موسوی و مهدی کروبی را بايد به عنوان حاصل مديريت عالی نظام در قوه مجريه و مقننه تا پيش از دولت نهم جدی، همه جانبه و دلسوزانه برای کشور و نظام قلمداد کرد.»

نویسندگان این نامه چنین اقدامی را یک گام برای خروج از بحران توصیف کرده و تصریح می‌کنند: «اصرار بر حذف بخش مهمی از نيروهای اصيل انقلاب و اصلاح‌طلبان در قالب دستگيری‌های وسيع و محاکمه‌های ناموجه و ناديده گرفتن خواسته‌ها و اعتراض‌های بخش عمده‌ای از جامعه به نتايج انتخابات و نيز بی توجهی به پديده‌های شومی مانند پديده کهريزک که زشتی آن در عرصه ملی و بين‌المللی بر کسی پوشيده نيست، دامنه‌های اين بحران را روز به روز شديدتر و سرمايه‌های اجتماعی نظام را تخريب می‌کند.»

مصطفی معین، احمد مسجد جامعی، عیسی کلانتری، احمد شیرزاد، عباس دوزدوزانی، اکبر ترکان، احمد معتمدی، محمدرضا ظفرقندی، رجبعلی مزروعی، حمیدرضا جلایی‌پور، علی شکوری‌راد، حسین انصاری‌راد، معصومه ابتکار از جمله امضاکنندگان این نامه سرگشاده هستند.

[+] نوشته شده توسط اندیشه ی سبز در 23:53 | |

      درخواست از مجلس خبرگان برای بررسی عملکرد رهبر ایران

 

درخواست از مجلس خبرگان برای بررسی عملکرد رهبر ایران

 

مجمع نمايندگان ادوار مجلس، از تشکل های اصلاح طلب، در نامه به اکبر هاشمی رفسنجانی، می گوید از آنجا که بسياری از اقدامات اخير  نهادهای زير نظر آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی اتفاق افتاده است،  مجلس خبرگان رهبری باید  «وفق قانونی» اصل ۱۱۱ قانون اساسی را بررسی کند.

اصل ۱۱۱ قانون اساسی ايران می گويد: «هر گاه رهبر از انجام وظايف قانونی خود ناتوان شود يا فاقد يکی از شرايط مذکور در اصول پنجم و يکصد و نهم گردد، يا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرايط بوده است، از مقام خود بر کنار خواهد شد» و تشخيص اين امر بر عهده مجلس خبرگان رهبری است.

مجمع ادوار نمايندگان مجلس، که متشکل از نمايندگان سابق مجلس شورای اسلامی است، در نامه خود از رويکرد نهادهای نظامی و امنيتی جمهوری اسلامی در جريان اعتراضات پس از انتخابات رياست جمهوری انتقاد کرده است.

مجمع ادوار نمايندگان بررسی اقدامات نيروهای امنيتی و نظامی  زیر نظر رهبر ایران در جريان اعتراضات اخير را مهم دانسته و تاکيد کرده است که قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران می تواند محور احيا اعتماد عمومی باشد.

اين تشکل اصلاح طلب همچنين تصريح کرده است: «مجمع نمايندگان ادوار مجلس شورای اسلامی لزوم بررسی های قانونی وفق اصل ۱۱۱ قانون اساسی را که از وظايف خبرگان رهبری است مورد درخواست قرار داده و از حضرتعالی انتظار دارد که بنا به وظيفه و رسالت قانونی اقدامات لازم را به عمل آوريد.»

طی روز های اخير اين دومين درخواست از مجلس خبرگان رهبری برای بررسی وقايع پس از انتخابات رياست جمهوری در ايران است.

آيت الله علی محمد دستغيب، نماينده استان فارس در مجلس خبرگان رهبری،  نیز روز چهارشنبه برای «احقاق حق مردم» و «اعاده حيثيت از مرجعيت» خواستار برگزاری علنی نشست اين مجلس شد.

 

«محاکمات استالين»

مجمع ادوار نمايندگان همچنين با اشاره به اين که «مصادره آرای مردم، انتخابات ۲۲ خرداد را به يک تراژدی تبديل» کرد، نوشته است: «بازگويی وقايع پس از بيست ودوم خرداد ماه که با يورش عناصر نظامی، انتظامی، بسيجی و لباس شخصی و اطلاعاتی و به خاک و خون کشيدن تعدادی از مردم بی دفاع و سپس بازداشت گسترده اهل قلم و فعالان سياسی و نخبگان و مردم عادی و اعمال وحشيانه ترين رفتارها نسبت به آنها و نمايشگاه دادگاه صد نفری که يادآور محاکمات استالين است دل هر انسان آزاده ای را به درد می آورد.»

مجمع ادوار نمايندگان اضافه کرده است: «چگونه می شود باور کرد که داستان شکنجه ها و رنج ها و آزارهای بازداشت شدگان کهريزک رنج بارتر و غم انگيز تر از گوانتانامو و ابوغريب تحت تصدی اشغالگران آمريکايی باشد.»

به دنبال تاييد خبر مرگ محسن روح الامينی، فرزند مشاور محسن رضايی، از نامزدهای انتخابات رياست جمهوری، در بازداشتگاه کهريزک، رهبر ايران دستور داد اين بازداشتگاه که زير نظر نيروی انتظامی بود تعطيل شود.

مخالفان می گويند که در اين بازداشتگاه، زندانيان تحت شرايط بسياری بدی و در سوله های فلزی نگهداری می شدند و از سوی اراذل و اوباش مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار می گرفتند.

مجمع ادوار نمايندگان همچنين با اشاره به نامه مهدی کروبی، از نامزدهای معترض انتخابات، به اکبر هاشمی رفسنجانی درباره بررسی احتمال تجاوز به بازداشت شدگان اخير در زندان ، گفته است: اين واقعه «داستان تعدی اتباع دولت مهاجم نسبت به اتباع کشور مورد اشغال نيست، بلکه تراژدی بزرگی است که در زندان های جمهوری اسلامی به وقوع پيوسته است. روشن است که نمی توان در برابر اين وقايع شوم سکوت پيشه کرد.»

مجمع ادوار نمايندگان در ادامه تصريح کرده است: طبق اصل ۱۰۷ قانون اساسی علاوه بر تساوی رهبر با ساير افراد کشور درمقابل قانون، رهبر همه مسؤليت های ناشی از ولايت امر را بر عهده دارند و به موجب اصل ۵۷ قانون اساسی قوای سه گانه کشور زير نظر رهبر فعاليت می نمايند. پاسداری از قانون اساسی و حقوق مردم و توجه به وظايف خبرگان رهبری از نکته هايی است که بيش از هر چيز وظيفه و مسؤليت شمارا سنگين تر می نمايد».

در جريان اعتراض های پس از اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوری، به گفته سخنگوی قوه قضاييه، چهار هزار نفر از فعالان سياسی، مدنی، روزنامه نگاران و مردم عادی از سوی نيروهای امنيتی و بسيجی بازداشت و تعداد زيادی از آنها به نقاط نامعلومی انتقال داده شده اند.

در دو ماه گذشته گزارش های زيادی از بدرفتاری شديد با زندانيان، ضرب و شتم آنها، تجاوز و همچنين قتل تعدادی از بازداشتی ها زير شکنجه منتشر شده است.

کميته پيگيری وضعيت بازداشت شدگان ستادهای ميرحسين موسوی و مهدی کروبی می گويند دست کم ۶۹ نفر در جريان اعتراضات به نتيجه انتخابات رياست جمهوری کشته شده اند.

[+] نوشته شده توسط اندیشه ی سبز در 23:52 | |

     

 

از کودتای 28 مرداد بیاموزیم


اگر موج سبز خانه نشین شود


خاتمی و موسوی و بقیه زندانی خواهند شد  
  
 
  

کودتاچی های 22 خرداد نیز مانند هر کودتاچی دیگری، در هر کشور امریکای لاتین و یا افریقا و آسیا همان اندازه بی حیا و بی رحم است، که دروغگو و ترسوست.

آنها که در سپاه پاسداران نقش آفرین کودتای ننگین 22 خرداد شدند، از همین قماش اند و به همین دلیل وقتی دفتر سیاسی سپاه – بخوانید حجت الاسلام خون ریز "ذوالنوری"- برای بازداشت و محاکمه میرحسین موسوی و محمدخاتمی لحظه شماری می کند، نباید تعجب کرد. البته که شرم آور است وقتی بنام "سپاه پاسدار انقلاب 57" علیه مردم کودتا می کنند و برای ریختن خون مردم حد و مرزی نمی شناسند، اما "کودتا" بهرحال "کودتا"ست! مگر بعد از کودتای 28 مرداد مصدق را محاکمه نکردند؟ این طبیعت کودتاست و به همین دلیل است که همیشه درباره مصدق گفتند وتکرار کردند که اشتباه بزرگ او، همان غفلت تاریخی برای فراخواندن مردم به خیابان و مقابله با کودتا بود. آن غفلت به قیمت سلطه 25 ساله استبداد شاه انجامید. محمد خاتمی و میرحسین موسوی و حتی مهدی کروبی و تشکل های همسو با آنها، از آن تجربه تلخ تاریخی درس گرفتند و صبح روز بعد از کودتای 22 خرداد مردم را به مقابله و مقاومت علیه کودتا فراخوندند. اینست آن کینه ای که کودتاچی ها علیه موسوی و خاتمی و کروبی در سینه دارند. اگر از بیم مردم نبود، همان شب 22 خرداد و به همراه بقیه فعالان و رهبران سیاسی بازداشت شده، آنها را نیز بازداشت می کردند و اکنون نیز اگر تاخیر می کنند از همین بیم و هراس است. به همین دلیل، یگانه راه جلوگیری از ادامه بازداشت ها و محاکمات، حفظ مردم در صحنه است. در غیر اینصورت، دفتر سیاسی سپاه پاسداران، یعنی همان دفتری که در جریان کودتای گام به گام در قلب سپاه پاسداران – در دوران خامنه ای- از چنگ امثال میردامادی در آمد و دراختیار امثال ذوالنوری قرار گرفت به تهدید خود، در آخرین شماره "صبح صادق" ارگان مطبوعاتی سپاه که زیر نظر همین دفتر منتشر می شود، برای دستگیری و محاکمه موسوی و خاتمی، کروبی و صانعی و خوئینی ها و بقیه جامه عمل خواهند پوشاند.
 

 
 موج سبز ها خانه نشین نمی شوند

[+] نوشته شده توسط اندیشه ی سبز در 23:39 | |

     

 

یکی از مراجع بزرگ نجف(آیت الله سیستانی)


اعتراف گیری و محاکمه

 


ننگ قضای اسلامی است!
   
   
 

در روزهای اخیر، در برخی وبلاگ های متعلق به کسانی که با مراجعه قم و نجف در ارتباط اند اشاراتی به موضع گیری یکی از مراجع بزرگ تقلید نجف شده است. این موضع علیه دادگاه هائی است که بر مبنای اعتراف گیری و بعد از مقابله خونین با مردمی معترض به کودتای انتخاباتی در جمهوری اسلامی برپا شده است. با آنکه نام این مرجع بزرگ برده نمی شود، اما از روز آشکارتر است که این مرجع، فرد دیگری جز آیت الله سیستانی نیست که درحال حاضر نسبت به همه مراجع قم و نجف اعلمیت دارد. بنابراین و با آنکه رسما اعلام نمی شود، آیت الله سیستانی نیز علیه کودتای انتخاباتی و محاکمات کودتائی موضع نفی و طرد گرفته است. این جمله را از او نقل می کنند که پس از دیدن صحنه هائی از محاکمات اخیر از تلویزیون گفته است: این محاکمه ها ننگ قضای اسلامی است!

جدیدترین مطلبی که در آن به این مسئله اشاره شد، شرحی است که "تورجان" در وبلاگ خود درباره اعتراف گیری نوشته است. این مطلب را می توانید از اینجا بخوانید.
 
 

[+] نوشته شده توسط اندیشه ی سبز در 23:23 | |

     

 

خبر مهمی که رجانیوز، ناشیانه فاش کرد


لاریجانی پیروزی موسوی را

 

شب شمارش آرا تبریک گفته بود!
   
       

رجانیوز، روز گذشته به نقل از یکی از نمایندگان مجلس که نامش را اعلام نکرده مطالبی را در باره موضع گیری های انتخاباتی علی لاریجانی رئیس مجلس منتشر کرد. این نوع مطالب علیه لاریجانی، مقدمه رویاروئی های آینده مجلس و احمدی نژاد بر سر ترکیب کابینه کودتاست. همانگونه که هشدار حبیب الله عسگراولادی دبیرکل جبهه پیروان رهبر در همین چارچوب بود.

اما در مطلب منتشر شده در رجانیوز دو نکته مهم وجود دارد که در حقیقت دو اعتراف مهم است.

1- رجانیوز که سخنگوی احمدی نژاد است و از سوی مصباح یزدی نیز حمایت می شود راست و پوست کنده گفت که رهبر در سفر به کردستان، که در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری انجام شد، نظر خود را درباره ضرورت رای دادن به احمدی نژاد گفته بود و لاریجانی این نظر را مراعات نکرده و یا درک نکرده بود! عین جمله رجانیوز چنین است: "با اینکه افراد معمولی جامعه هم موضع رهبری را از فرمایشات ایشان به خصوص در سفرشان به استان کردستان درک کرده بودند، اما آقای لاریجانی مسیر دیگری را رفت و هزینه زیادی به کشور و نظام تحمیل کرد."

بدین ترتیب، آنچه بعنوان کودتای انتخاباتی می شناسیم حاصل درک نظر رهبر و تحمیل این نظر به مردمی بود که به نظر وی رای نداده، بلکه به موسوی رای داده بودند.

2- در بخش دیگری از این مطلب، از لاریجانی انتقاد می شود که چرا در شب و به ادعای رجانیوز "غروب" روز 22 خرداد، لاریجانی به موسوی تلفن کرده و پیروزی وی را تبریک گفته است.

عین جمله رجانیوز چنین است: "کاری که ایشان بعد از ظهر روز اخذ رأی کرد و تلفنی به موسوی، به بهانه حتمی شدن ریاست جمهوری‌اش تبریک گفت، قابل گذشت نیست..."

از آنجا که لاریجانی بعنوان رئیس مجلس فرد کم اطلاع و بی ارتباط با ارگان های مختلف نظامی و غیر نظامی جمهوری اسلامی نیست و با بیت رهبری نیز ارتباط مستقیم دارد، تلفن او به موسوی و گفتن تبریک پیروزی به وی، هرگز نمی توانست بدون اطلاع دقیق از شمارش آراء و گزارش اولیه وزارت کشور به بیت رهبری مبنی بر پیروزی موسوی با 19 میلیون رای باشد. یعنی همان رقمی که چند روز بعد با دقت بیشتر و شمار بیشتری از سوی مسئول پایگاه کامپیوتری انتخابات افشاء شد و گفته می شود به دلیل همین افشاگری نیز ترور شد.

بنابراین، لاریجانی نیز در جریان شمارش آراء، رای واقعی موسوی، شکست احمدی نژاد، نظر اولیه علی خامنه ای مبنی بر مدیریت کردن اعلام خبر پیروزی موسوی در انتخابات، گفتگوی تلفنی رئیس ستاد انتخاباتی وزارت کشور به موسوی و مطلع کردن وی از پیروزی و توصیه به تنظیم اعلامیه برنده شدن در انتخابات با خود داری از کلمه "پیروزی" بوده است. تبریک تلفنی لاریجانی به موسوی با آگاهی از این مسیر بوده است و مصاحبه بسیار کوتاه مطبوعاتی موسوی در ستاد انتخاباتی اش و اعلام پیروزی اش در انتخابات نیز پایان این مسیر بود. مسیری که در همان شب با حمله به ستاد موسوی دگرگون شد . یعنی علیه همه این مسیر طی شده کودتا شد.

1- طرح این کودتا از پیش تنظیم شده و مجتبی خامنه ای در جریان آن بود،

2- وی علی خامنه ای را برای کودتای ساعت 11 شب 22 خرداد متقاعد می کند و یا ابتدا  به کمک احمدی نژاد و فرماندهان سپاه و حمایت احمد جنتی دست به کودتا می زند و بعدا پدرش را درجریان یک عمل انجام شده قرار میدهد،

3- نخستین بیانیه رهبر- که هنوز معلوم نیست خود او نوشته بود و فرد دیگری- در تائید پیروزی احمدی نژاد و تبریک به او، صبح روز 23 خرداد و پیش از اعلام نتایج شمارش رسمی آراء توسط وزارت کشور و پیش از تائید این نتیجه توسط شورای نگهبان از رادیو قرائت می شود.

4- این بیانیه که اولین بیانیه کودتا بود، درحالی از رادیو خوانده شد که مستند به گزارشی که غروب 23 خرداد به پیک نت رسید و انتشار یافت، علی خامنه ای بعد از نماز صبح 23 خرداد، توسط تیم محافظین نظامی بیت رهبری که سرپرستی آنها با سردار "آقا وحید" (کسی که در مراسم تنفیذ احمدی نژاد، حکم را میان رهبر و احمدی نژاد دست به دست کرد) برعهده دارد، با اعلام این دلیل که خطراتی وجود دارد، به ویلائی در اقدسیه که پیش از انقلاب متعلق به سازمان پیشاهنگی دوران شاه بوده، منتقل می شود.

بدین ترتیب، رجانیوز از هول حلیم در دیگ آن افتاده و در ادامه جنگ قدرت و اختلاف میان لاریجانی و احمدی نژاد خبر بسیار مهمی را فاش کرد که تاکنون "سر به مهر" بود! این که علی لاریجانی هم اطلاع دقیق دارد که موسوی برنده انتخابات ریاست جمهوری بوده و احمدی نژاد و یک باند از فرماندهان نظامی، به کمک احمد جنتی و شیخ محمد یزدی و همچنین سرلشگر فیروزآبادی و در راس همه آنها "مجتبی خامنه ای" در آخرین ساعت شب 22 خرداد علیه موسوی کودتا کرده اند. این که رهبر یا در یک بازی و توافق قبلی، پسرش را برای کودتا می اندازد جلو و بعد خود وارد صحنه می شود و یا در برابر عمل انجام شده قرار میگیرد و سپس آن را تائید کرده و مبتکر ادامه ماجرا و فجایعی می شود که افشای جزئیات آن و محکومیت تاریخی وی گریز ناپذیر است.
 
 

[+] نوشته شده توسط اندیشه ی سبز در 23:15 | |

     

 

خلخال که چیزی نیست


به بچه های مردم تجاوز کردند

 

و جایزه هم می خواهند  
  
 
  

این همه آقایان می گفتند و می گویند که حضرت علی وقتی شنیده خلخال را از پای یک زن یهودی در آورده بودند گفته است مرد مسلمان باید دق کنه!!

حالا در جمهوری اسلامی به نقل از وبلاگ بیداد، "خلخال که سهله، شلوار از پای زن و مرد مسلمان کندند و به آنها تجاوز کردند! اما هیچکی دق نکرده" که هیچ! مفتخر هم هستند و جایزه پیروزی و فتح هم می خواهند.

وقاحت آن گروه از باصطلاح نمایندگان مجلس که طالب محاکمه کروبی و خاتمی و موسوی هستند را مرور کنید. همان ها که بسیار خوب هم میدانند که رئیس مجلس با اطلاع و آگاهی از پیروزی میرحسین موسوی شب شمارش آراء به او تلفنی تبریک گفته بود.

شرف نداشته امثال احمد جنتی و احمد خاتمی و شیخ محمد یزدی را به یاد بیآورید که به هاشمی رفسنجانی گفتند: غائله را تمام کرده بودیم و حالا با نماز جمعه ایشان دوباره زنده شد.

اظهار فتح سرلشگر 150 کیلوئی "فیروزآبادی" با زلف رنگ کرده، بیانات چاپلوسانه فرمانده کل سپاه به پیشگاه مقام معظم، سعیدی و طائب و ذوالنوری سه شیخ کودتای 22 خرداد، نقش آفرینی اصغر میرحجازی در بیت رهبر و درکنار آقا وحید که از مصباح یزدی اجتهاد گرفته و... اینها اهل دق کردن نیستند، بلکه باید دق مرگشان کرد. مردم به داستان هائی که درباره  خلخال در آوردن از پای یک زن یهودی می گویند، حالا دیگر می خندند. مردم باور کنند که سردار جوانی رئیس دفتر سیاسی سپاه و حاج منصور ارضی دبیرکل مداحان اهل بیت رهبر نگران در آمدن خلخال از پای زن یهودی اند؟

فرو ریخت، اگر باوری هم هنوز باقی بود!
 
 

[+] نوشته شده توسط اندیشه ی سبز در 23:11 | |

     

 

موسوی تبریزی:


دایره نیروها در ج. اسلامی

 

به یک حلقه ضعیف رسیده  

  

دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و دادستان کل کشور در زمان آیت الله خمینی، یعنی "موسوی تبریزی" در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا گفت:

در سال 1361 در جلسه‌ای با رهبری انقلاب یکی از دوستان صحبتی مبنی بر حذف برخی افراد رابه میان آورد. در پی آن سخن، آیت‌الله خامنه‌ای (رئیس جمهور وقت) دایره بزرگی را روی میزترسیم کردند و با اشاره گفتند که 4 سال پیش و هنگامی که انقلاب پیروز شد، دایره ما تا این اندازه بزرگ بود.

برخی افراد که فضیلت کمتری دارند، همواره نمی‌توانستند شخصیت‌های با فضیلت‌تر از خود را ببینند و لذا به انگ زدن و تهمت زدن روی می‌آورند که با توجه به اسلامی بودن نظام ما، معمولا انگ بی‌دینی رایج‌تر است و در واقع این افراد در جهت تثبیت خودشان چیزی برای عرضه کردن ندارند و از این طریق می‌خواهند جای دیگران را بگیرند.

امروز گروه‌هایی که زمانی دیگران را به ضد انقلاب بودن و اباحه‌گری متهم می‌کردند، خودشان مورد این اتهامات قرار گرفته و حذف می‌شوند.

بهترین راه انقلاب مخملی این است که افراد درون نظام متهم شوند و در پی آن اشخاص بی‌سابقه عرصه را بدست بگیرند، زیرا چنین افرادی بهتر می‌توانند در مقابل بیگانه کرنش کرده و خضوع نشان دهند.همین دار و دسته‌ای که اکنون دیگران را زیر تیغ حذف می‌برند، یک روز هم درون خودشان دچار اختلاف شده و یکدیگر را حذف می‌کنند. در کشور ما افکار و قومیت‌های فراوانی وجود دارد که کشور متعلق به همه آنهاست و تا زمانی که این حقیقت برای همه جا نیفتد، انحصار طلبی‌ها از بین نخواهد رفت.
 
 

[+] نوشته شده توسط اندیشه ی سبز در 23:10 | |

      اخرين مطالب ارسالي